معمولاً درباره فیلمی که بیش از یکبار دیدهام نقد نمینویسم، چون اصرار دارم نقد بازتاب اولین (و قویترین) برداشت من از فیلم باشد. اما پس از اینکه «وانتد» را احتمالاً برای پنجمین یا ششمین بار دیدم، ناگهان دلم خواست چیزی بنویسم، پس شروع میکنم.
بگذارید از این بگویم: این فیلم واقعاً عجیب است. عجیب از این نظر که مثل یک تصادف قطاری است که نمیتوانی از...
معمولاً درباره فیلمی که بیش از یکبار دیدهام نقد نمینویسم، چون اصرار دارم نقد بازتاب اولین (و قویترین) برداشت من از فیلم باشد. اما پس از اینکه «وانتد» را احتمالاً برای پنجمین یا ششمین بار دیدم، ناگهان دلم خواست چیزی بنویسم، پس شروع میکنم.
بگذارید از این بگویم: این فیلم واقعاً عجیب است. عجیب از این نظر که مثل یک تصادف قطاری است که نمیتوانی از نگاهکردنش چشم برداری، چون تماشای آن مسحورکننده است. و تقریباً از لذت تماشا گناهکار و هیجانزده میشوی. هرگز خشونت اینقدر زیبا به نظر نرسیده بود...
«وانتد» دربارهٔ مردی به نام وسلی گیبسون است؛ کسی آنقدر ناامید و درمانده که حتی گوگل هم وقتی نام خودش را جستوجو میکند، چیزی برنمیگرداند. او از زندگی بیمایهٔ کارمندیاش توسط زنی زیبا به نام فاکس نجات داده میشود؛ زنی که او را به سازمانی از قاتلان به نام «برادری» میپذیرد، ظاهراً چون معتقدند او تنها کسی است که میتواند مردی را بکشد که پدرش را کشته است. وسلی هنوز نمیداند با پیوستن به آنها زندگیاش چقدر تغییر خواهد کرد.
گزینش بازیگران فوقالعاده است. جیمز مکآووی ثابت کرده بازیگر چندوجهیای است و بهخوبی نقش یک آدم ضعیف و همیشه تسلیم را بازی میکند؛ کسی که وقتی متوجه میشود گروهی از قاتلان حرفهای به تواناییهایش ایمان دارند، احساس اعتمادبهنفس پیدا میکند. او شخصیتش را دوستداشتنی و تماشایی میکند، چون با شوخطبعی اجرا میکند و موقعیتش برای بیننده قابلدرک است. اساساً او هم یکی از بردگان حقوق و دستمزد است که دنبال راهی برای رهایی میگردد. این راه ابتدا توسط آنجلینا جولی پیشکش میشود؛ و چه کسی میتواند به زنی مثل او نه بگوید؟ نقش فاکس بهگونهای نوشته شده که انگار فقط برای جولی ساخته شده است: قاتلی زیبا، مرگبار، کاریزماتیک و پر از تتو. او میتواند در یک چشمبههمزدن تو را بکشد و در عین حال تو دلت میخواهد کنار او باشی. مورگان فریمن نقش اسلون، رهبر برادری، را بازی میکند؛ نیازی به توضیح زیاد ندارد—او تقریباً هر فیلمی را ارزش دیدن میکند.
من این نقد را «زبالهای زیبا» نام گذاشتم. منظورم این نیست که خودِ فیلم زباله است—چنین نیست—بلکه چون رویدادهای فیلم آنچنان بیرحم و بیرحماند که فقط از یک جای خیلی تاریک و فاسد میتوانند برخیزند. «زیبا» اشاره به جلوههای بصری دارد؛ از تکنیکهای دوربین تا طراحی صحنه و طراحی اکشن همه آنقدر زیبا انجام شدهاند و چنان بصری خیرهکنندهاند که تقریباً فراموش میکنی کسانی را که کشته، کتکخورده یا ناقص میشوند، تماشا میکنی. خون فراوان جاری میشود، مغزها روی دیوار پاشیده میشوند و با این حال نمیتوانی از دیدن آن گلولهٔ زیبا چشم برداری. تتوی چشمگیر دست آنجلینا جولی که با حکاکیهای روی تفنگش درهم میآمیزد. صحنههای تعقیب و گریز ماشینی که بینظرند. مردی که از آسمانخراشی میپرد وسط شیشهها فقط برای تمامکردن «کارش»... این فیلم جلوههای بصریای دارد که تا حد کمال اجرا شده و آن کمال را به سطحی تازه بردهاند.
تماشا کردن همهچیز اینقدر زیباست که تقریباً میتوانی ضعف واقعگرایی داستاننویسان را ببخشی. تقریباً.
حجم عظیمی از ایدهها و اقدامات که در ۹۸ درصد موارد یا ناسازگار، یا بعید، یا عملاً غیرممکناند، در هر فیلم دیگری احتمالاً نویسنده را از کار اخراج میکردند. در فیلمی مثل این، عملاً فقط ظاهرِ زیباست که آبنبات را شیرین میکند. تازه نشان میدهد گاهی ساختن چیزی واقعاً زیبا کافی است تا ارزش تماشا داشته باشد، به شرطی که حاضری برای دیدن تصاویر زیبا هر گونه شک و تردید را کنار بگذاری. طبیعت، علم، زیستشناسی و هر شکل دیگری از واقعیت فنی اینجا محک زده میشوند؛ منظورم این نیست که صرفاً کنار گذاشته شدهاند، اما میتوانم قول بدهم فیلم به تو نشان میدهد مردی وارد ماشین میشود به روشی که قبلاً هرگز ندیدهای، و دختری وارد قطار میشود به شکلی که قوانین فیزیک را به سخره میگیرد... همهاش ارزشش را دارد برای یک فیلم اکشن کاملاً خوشگذرانی که باید مغزت را برای مدتی در حالت «استندبای» بگذاری.
کارگردان تیمور بکمامبتوف واضحاً تلاش زیادی کرده تا با اولین تجربهٔ انگلیسیزبان و پرهزینهاش در هالیوود جا پای خودش را محکم کند؛ و میتوان گفت خیلی کار بدتری هم میتوانست بکند. بهعلاوه او موفق شده چند نام بزرگ را پای پروژه بیاورد؛ این قطعاً یک شروع هالیوودی قابلافتخار است. تنها بخش صدا بود که نامزد اسکار شد، اما قطعاً دوربین و جلوههای بصری هم شایستهٔ چنین توجهی بودند.
خلاصه اینکه «وانتد» ۱۱۰ دقیقهٔ مزخرفات زیبا و چشمنواز است با اکشن عالی و یک خانم بسیار زیبا... من شخصاً بیصبرانه منتظر دنبالهاش هستم.
(ژوئیهٔ ۲۰۱۲)
دقیقاً او همان مرد است.
«وانتد» تا حدی بر اساس مینیسری کمیک با همین نام اثر مارک میلر ساخته شده است. کارگردان تیمور بکمامبتوف است و بازیگرانی چون جیمز مکآووی، آنجلینا جولی، مورگان فریمن، توماس کرچمن، کامن، ترنس استامپ و کنستانتین خابنسکی در آن حضور دارند. داستان دنبال وسلی گیبسون (مکآووی) است، کارمندی سرخورده و شکستخورده که وقتی در سوپرمارکتی قصد ترور پیدا میکند، توسط فاکس (جولی) نجات مییابد و متوجه میشود پسر یک قاتل حرفهای است. در ابتدا حیران و خارج از حد توان است، اما پس از ملاقات با «برادری» مخفی به ریاست اسلون (فریمن)، وسلی وارد دورهٔ آموزشی میشود تا به سرنوشتی بهعنوان یک مرد ضربهزنِ برادری عمل کند.
یکی از ویژگیهای خوب فیلمهای پاپکُرنی این است که وقتی فردی گوشهگیر به موفقیتی میرسد و حسابی کتک میزند، لذتبخش است. چه ابرقهرمان باشد چه یک آدم معمولی که چیز اضافهای در خود پیدا میکند، تبدیل مردِ ضعیف به مردِ نیرومند معمولاً برنده است. در «وانتد» هم همینطور است؛ اولین فیلم کارگردانیِ بکمامبتوف در آمریکا. مسئله فقط این نیست که کارمند مضطربی مثل مکآووی به اسلحه و ماشینهای سریع دسترسی پیدا میکند و با آنجلینا جولی دمخور میشود؛ نکته این است که او، به لطف یک منبع خوب، دیگر اهمیتی برای کشتن قائل نیست. فیلم شاید به سیاهی منبع اصلیاش نرسد، اما جوهرهٔ آن—فساد و خشونت—حفظ شده است. داستان، هرچقدر عجیب هم باشد، به شکل سادهای تبدیل شده به روایتی که در آن بافندگان قدیمی پیامهایی میگیرند که اهدافی را برای حذف از کرهٔ زمین نشان میدهد بهخاطر خیر بشریت. در زمان معاصر «برادری» وارد میشود و بهنام خوبی، اهداف تعیینشده را از میان برمیدارد. اما این فقط نشاندن کسی پشت یک تلسکوپ و کشیدن ماشه نیست؛ این خیلی سرگرمکنندهتر از آن است.
در دههٔ جاری، برای فیلمهای اکشن «وانتد» همسطح اندکی دارد. از رژیم تمرینی خشن و فشردهای که گیبسون پشت سر میگذارد تا تعداد سکانسهای انفجاری و ابتکاری که یکی پس از دیگری ظاهر میشوند، فیلم سینماییای است که نبض را بالا میبرد. تعقیب و گریزهای دیوانهوار ماشینی، پرشهای نمایشی ماشینها با پیچ و تاب و صدای تصادف، قطارهای سرشار از بدلکاری، یک صحنهٔ تصادف قطار که در سطح بهترینهای سینمای پاپکُرن است، و بعد گلولهها؛ گلولههایی که خم میشوند، یا بههم میخورند یا آسیبهای زیادی به پیشانیِ اهداف ناآگاه وارد میکنند. اینکه سازندگان به سمت بازار PG-13 نرفتهاند نکتهٔ مثبت آشکاری است، چون به آنها اجازه میدهد صحنههای درگیری و خونریزی را کامل نشان دهند—حتی آنهایی که با شوخیها و ترفندهای خلاقانه همراهند. بکمامبتوف دارد خوش میگذراند؛ ماهیت این اثر برای برشهای سریع و بازیهای اسلوموشن او مثل یک بهشت است، در حالی که صدای مهیبی که از بلندگوها بیرون میآید تو را بیشتر وارد اکشن میکند.
مکآووی با موفقیت خودش را در صحنهٔ اکشن نشان میدهد؛ گاهی دوستداشتنی و حقیر، گاهی کاملاً هراسآور، او از فرصت به دست آوردن نقش اصلی در فیلمی پر از آدرنالین لذت میبرد. جولی هم با اعتبار زیادی ظاهر میشود؛ نقش فاکس فرصتی به او میدهد تا درخشیده و بهعنوان یک قهرمان زن کاریزماتیک نمایان شود—برخلاف لارا کرافت. فریمن هم آنچه از او انتظار میرود را خوب انجام میدهد: مستقیم و بهطرزی عجیب باکلاس. از زمان «فیسآف» جان وو، حدود یازده سال پیش، ژانر اکشن تا این حد سرگرمکننده و هیجانانگیز نشده بود. ریتم شاید کامل نباشد و بعضی صحنهها برای بعضی منتقدانِ سختگیر خیلی مسخره به نظر برسد (آنها البته متوجه طنز و لبخند زیرلبی فیلم هستند)، اما به هر حال «وانتد» ژانر اکشن را به سطح دیگری برده است. امیدواریم تا بارِ بعدی که استانداردها را بالا میبرند، یازده سال دیگر منتظر نمانیم.
امتیاز: 9/10
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران