در این بخش آخرین قسط از امتیاز وحشت , سام و دوستانش موفق به فرار از پل مقدر شده , به لطف دلواپسی سام که به دست آورده بود , موفق شدند . با این حال , وقتی دو نفر از دوستانش به شیوهای مرموز کشته شدند , سام باید از خاطرات خود برای نجات دوستانش
در این بخش آخرین قسط از امتیاز وحشت , سام و دوستانش موفق به فرار از پل مقدر شده , به لطف دلواپسی سام که به دست آورده بود , موفق شدند . با این حال , وقتی دو نفر از دوستانش به شیوهای مرموز کشته شدند , سام باید از خاطرات خود برای نجات دوستانش
تو من را دور میچرخانی، عزیزم، مثل صفحهی گرامافون.
تعجبی ندارد که بین طرفداران وحشت نظرات بسیار متفاوتی وجود دارد؛ در هر فیلم یا فرنچایزی همیشه بحث داغ و حتی خشم دیده میشود. قسمت پنجم Final Destination نیز بیتعجب واکنشهای متفاوتی برانگیخته، اما اگر بپذیریم که از نظر ایده این سری دیگر نمیتواند خیلی جلوتر برود، بخش پنجم نسبت به قسمت ضعیف چهارم جهش قابلتوجهی دارد....
تو من را دور میچرخانی، عزیزم، مثل صفحهی گرامافون.
تعجبی ندارد که بین طرفداران وحشت نظرات بسیار متفاوتی وجود دارد؛ در هر فیلم یا فرنچایزی همیشه بحث داغ و حتی خشم دیده میشود. قسمت پنجم Final Destination نیز بیتعجب واکنشهای متفاوتی برانگیخته، اما اگر بپذیریم که از نظر ایده این سری دیگر نمیتواند خیلی جلوتر برود، بخش پنجم نسبت به قسمت ضعیف چهارم جهش قابلتوجهی دارد. در این قسمت یک پایانبندی هوشمندانه هم در کار است که با شیطنت و طعنهای خونین، مجموعه را کامل در حلقهای بسته میکند.
بار دیگر سکانسهای ابتدایی و پایانی بسیار خوب اجرا شدهاند و ادای احترامی به یکی از محبوبترین فرنچایزهای ژانر وحشت دارند. بلای اصلی که فرمولا را پیش میبرد یکی از بهترینهاست: ریزش عظیم یک پل که هم وحشتآور و هم هیجانانگیز است. بعد از آن همه چیز تا حد زیادی آشناست — همان الگوی همیشگی که هر بینندهای که عمداً سراغ این فیلم رفته انتظارش را دارد. بازیها مثل همیشه متفاوتاند، اما مرگها در سطح خلاقانهای قرار دارند که در باقی فیلمها دیدهایم، و در پایان یک پیچش روایی میآید که همه چیز را برای یک تجربهٔ پرهیجان جمعبندی میکند. بازگشت تونی تاد هم خوشایند است. اگر این آخرین Final Destination باشد، پایان شایستهای است چون فیلم فکر دارد. هرکس بخواهد دنبالهای بسازد باید ایدهای کاملاً نو بیاورد تا هواداران راضی شوند.
امتیاز: 7.5/10
یکی از بهترینهای فرنچایز، اگر نه بهترین
فیلم اول Final Destination (۲۰۰۰) در میان «فیلمهای نوجوانانِ مُرده» نوآورانه بود، چون قاتل خودِ مرگِ نامرئی است. گروهی از مردم، عمدتاً جوانان، بهخاطر پیشاحساسی که یکی از آنها دارد از فاجعهای بزرگ فرار میکنند و باقیِ فیلم بهصورت نظاممند نشان میدهد که مرگ چگونه با زنجیرههای غیرمحتمل از رویدادها بهطرز خلاقانهای آنها را دنبال میکند. تراژدی آغازین در فیلم اول سقوط هواپیما بود، در دومی تصادف بزرگ در اتوبان، در سومی حادثهٔ ترن هوایی، در چهارم فاجعهٔ پیست مسابقه و در این پنجمین قسمت یک فروریختن باشکوهِ پل را داریم که احتمالاً بهترین تراژدیِ آغازین فرنچایز است.
همه فیلمهای سری داستان پایهای یکسانی را با شخصیتهای مختلف و تفاوتهای جزئی تعریف میکنند؛ کیفیت فنی ساخت تقریباً در همه آنها بالا است. اینکه کدام را ترجیح میدهید به سلیقهتان در انتخاب بازیگران و صحنههای مرگ (و لوکیشنها) بستگی دارد. Final Destination 5 نقش اصلی را به نیکلاس د آگستو سپرده و اما بل نقش دوستدختر بلوند او را بازی میکند. مایلز فیشِر که شباهتی به تام کروز دارد هم حضور دارد و الن ورو ژیمناست را بازی میکند. تونی تاد نیز در نقش کالبدشناس مرموز بازمیگردد که انگار بیشتر از آنچه باید دربارهٔ ماجرا میداند.
این فیلم موسیقی متن بسیار خوبی دارد و از نظر شنیداری در سطح قسمت قبلی قرار میگیرد. علاوه بر هیجانانگیزترین تراژدی آغازین، مرگهای خلاقانهای هم دیده میشود: حادثهٔ ژیمناست، یک اسپا آسیایی، جراحی چشم، حادثهای در کارخانه و درگیری در رستوران. این قسمت یک پیچش منحصربهفرد هم دارد که بهتر است آن را لو نکنم (اگر تریلر را دیده باشید احتمالاً از قبل میدانید). یک غافلگیری دیگر در پایان هست که جمعبندی پنجگانهٔ فیلمها را بهخوبی انجام میدهد.
مدت زمان: ۹۲ دقیقه. تقریباً مانند سه قسمت اول در منطقهٔ ونکوور فیلمبرداری شده است.
رتبه: B+
در قسمت پنجم روشهای بسیار جالبتری برای کشتهشدن شخصیتها وجود دارد. با هر مرگ، مرگ خودش را هوشمندانهتر و زیرکتر نشان میدهد.
Final Destination 5 پیشرفتی محکم نسبت به چند قسمت اخیر است، اما هنوز به فیلم اصلی نزدیک هم نمیشود. داستان طبق فرمول همیشگی پیش میرود: گروهی از افراد از فاجعهای فرار میکنند اما متوجه میشوند که مرگ از فریبخوردن خوشش نمیآید. فیلم تلاش نمیکند چیز کاملاً جدیدی ارائه کند، ولی همان چیزی را که طرفداران از آن انتظار دارند فراهم میکند. کارگردانی قابل قبول است و تنش بهخوبی تا صحنههای اغراقآمیز مرگ ساخته میشود. فیلمبرداری و جلوههای بصری برجستهاند، بهخصوص کار سهبعدی که واقعاً تجربه را تقویت میکند و حالت تظاهرآمیز ندارد.
خارج از صحنههای مهیج، مابقی فیلم صرفاً وجود دارد. بازیها چندان بهیادماندنی نیستند و اجرای بعضی بازیگران بیشتر شبیه خواندن دیالوگ است تا تجسم شخصیت. فیلمنامه قابل اتکا اما ویژه نیست و عمدتاً برای وصلکردن سکانسهای مرگ طراحی شده است. موسیقیِ فیلم هم وظیفهاش را انجام میدهد اما چندان خاص نیست. برجستهترین نکته همچنان روشهای خلاقانهٔ مرگ شخصیتهاست؛ اگر برای همین آمدهاید، ناامید نخواهید شد.
در نهایت این فیلم در پایان مرا متقاعد کرد. نکتهای دربارهٔ آن وجود دارد که قبل از دیدن فیلم نمیدانستم و مربوط به نتیجهٔ ماجراست؛ خوشحالم که از آن بیخبر بودم چون لذت تماشای فیلم را برایم بیشتر کرد. اگر قصد دیدن فیلم را دارید، تا حد امکان بیاطلاع باشید — ارزشش را دارد.
فیلم در نهایت با طرح داستانی کمی متفاوت از آنچه تا کنون دیدهاید کار میکند، چیزی که من در چهار قسمت قبلی منتظرش بودم. شخصیت پیتر با بازی مایلز فیشِر کاملاً بینقص نوشته نشده اما بهخوبی جوابگوست. نیکلاس د آگستو نقش اصلی شایستهای دارد و اما بل نیز ظاهر مناسبی دارد — اولینبار است او را بیرون از سریال The Walking Dead میبینم. کورتنی ب. ونس در نقش کوچکتری محکم ظاهر شده، گرچه شخصیتِ پی. جی. براین آزاردهنده است؛ چنین کاراکترهایی تقریباً جزوی از این مجموعهاند.
جلوهها در سطح سه فیلم ابتدایی هستند و یک پله بالاتر از The Final Destination قرار میگیرند. رویداد اصلی ظاهری مناسب دارد و دیدنش لذتبخش است؛ میتوان گفت بهترین فاجعه در میان دنبالههاست. در طول نود دقیقه چند مرگ خوب و کارشده هم وجود دارد. فیلم شاید اثری قطعاً عالی نباشد، اما بهطور کلی قابلقبول است. پایان ممکن است از نظر تحلیلی کاملاً کارآمد نباشد، اما برای من جواب داد و از آن راضیام.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران