ایم سول در زمان های سختی که بعد از تصادفش موقع کودکی داشته، به آهنگ های ریو سون جه گوش میداده و اون آهنگ ها باعث آرامشش میشده و از اونموقع طرفدار پر و پا قرص ریو سون جه بوده. ریو سون جه از زمان دبیوش خیلی پرطرفدار بوده اما در صنعت سرگرمی زمان سختی رو میگذرونه. یه روز ایم سول خبر خودکشی ریو سون جه رو میشنوه و بعد از مدتی با ناراحتی زیاد خوابش میبره. وقتی بیدار میشه ۱۵ سال به گذشته سفر کرده و ریو سون جهی ۱۹ ساله رو توی دبیرستان میبینه و میخواد کاری کنه که جلوی اون حادثهی غم انگیز رو بگیره...
ایم سول در زمان های سختی که بعد از تصادفش موقع کودکی داشته، به آهنگ های ریو سون جه گوش میداده و اون آهنگ ها باعث آرامشش میشده و از اونموقع طرفدار پر و پا قرص ریو سون جه بوده. ریو سون جه از زمان دبیوش خیلی پرطرفدار بوده اما در صنعت سرگرمی زمان سختی رو میگذرونه. یه روز ایم سول خبر خودکشی ریو سون جه رو میشنوه و بعد از مدتی با ناراحتی زیاد خوابش میبره. وقتی بیدار میشه ۱۵ سال به گذشته سفر کرده و ریو سون جهی ۱۹ ساله رو توی دبیرستان میبینه و میخواد کاری کنه که جلوی اون حادثهی غم انگیز رو بگیره...
هر کس نظر خودش را دارد. اما اینکه داستان پیوسته زندگی یا آینده را عوض میکند بیش از حد کش داده شده و اعصابخردکن است. حتی به عنوان یک قصهٔ تخیلی هم کامل بهنظر نمیرسد. با سایر درامهای کرهای خیلی متفاوت است؛ هیچگونه انسجامی ندارد. معمولاً حتی اگر از داستان خوشات نیاید، باز هم تماشای آن را ادامه میدَهی، اما این بار نویسنده مرتب در...
هر کس نظر خودش را دارد. اما اینکه داستان پیوسته زندگی یا آینده را عوض میکند بیش از حد کش داده شده و اعصابخردکن است. حتی به عنوان یک قصهٔ تخیلی هم کامل بهنظر نمیرسد. با سایر درامهای کرهای خیلی متفاوت است؛ هیچگونه انسجامی ندارد. معمولاً حتی اگر از داستان خوشات نیاید، باز هم تماشای آن را ادامه میدَهی، اما این بار نویسنده مرتب در حرکت و سردرگمی است و خواننده را خسته میکند. موسیقی خوب است و بازیگر مرد خیلی خوب و معصوم به نظر میرسد، اما بازیگر نقش اول زن گاهی بیشازحد نمایشی و در بخشهایی کماثر یا خستهکننده است. من عاشق فیلمها و موسیقی کرهایام، اما این یکی واقعاً ناامیدکننده بود.
این مطلب قرار بود یک یادداشت روزانه برای Letterboxd باشد، پس فعلاً اینجا منتشرش میکنم!
آنها را از ته قلبم دوست دارم و میتوانم ساعتها دربارهٔ قصهشان، همروح بودنشان و همهٔ جزئیات بنویسم، چون ناگهان دلم میخواست عشقِ من هم مثل عشقِ آنها زیبا باشد! عشقشان آنقدر شاعرانه و زیبا بود که هر آهنگی که گوش میدادم به آنها تقدیم میکردم… حتی یک فهرست پخش درست کردهام! هیچ درامی را تا این حد دوست نداشتهام!!! واقعاً هر هفته یک جور هیجان عاشقانهٔ شدید داشتم که فقط بهخاطر آنها بود؛ دوشنبهها و سهشنبهها از شدت خوشی بیخود میشدم و از دوشنبه متنفر بودم، مثل سونجائه که از باران متنفر بود، تا اینکه سول آمد! برای من هم همینطور بود؛ یک «عاشق دوستداشتنی» به زندگیام آمده بود 🥹💞
هر هفته با خودم میگفتم «وقتی این تمام شد چکار خواهم کرد؟» و فکر میکردم همیشه این را بازبینی خواهم کرد.
قول میدهم این «لاوران» جادویی دارد — من واقعاً معتادش شدم، واقعاً خیلی خیلی دوستشان دارم و هنوز آمادگی خداحافظی ندارم!!! هر هفته بهخاطر هیجان و لبخند و خندههایشان بغض میگیرم و مدام شاد میشوم؛ آنها دلیلِ انرژی من در هر هفته بودند، قسم میخورم.
شاید اغراقآمیز باشد، اما بعد از این سریال من طرفدار هر دوی آنها و حتی دیگر بازیگران هم شدم :((( برای من اینقدر عمیق بود؛ واقعاً این درام را خیلی دوست دارم!! هیچکس از دید من جایشان را نمیگیرد؛ «Lovely Runner» همیشه برای من شمارهٔ یک و عزیز خواهد بود!
تازه تمامش کردم :((( هم ناراحتم و هم فوقالعاده خوشحال، چون درامی کامل پدید آمد و من آن را دیدم و آن را خیلی دوست داشتم؛ واقعاً تبدیل به مورد علاقهٔ واقعیام شد!! ممنونم از عزیزانم، هاییون، وو سوک، گونهی، سونگیوب، کارگردانها و نویسنده لی سی-ئون، و همهٔ کسانی که «Lovely Runner» را ممکن کردند!! واقعاً عاشقشانم و نمیتوانم جلوی گفتن این جمله را بگیرم.
این نقد خیلی پراکنده است چون آنها را آنقدر دوست دارم که هرچه در دل داشتم ریختم بیرون.
یادداشت روزانهام از 22 تا 28 می—صبر کنید تا امتحاناتم تمام شود، بعد «Lovely Runner» را بازبینی میکنم، بعد فیلمهای هاییون-وو سوک را که از دست دادهام میبینم :D
الان اینجا نشستهام با لبخند و اشکِ شوق. احساس میکنم دیوانهام.
داستان، بازیها، شیمی بین بازیگران — هیچوقت تا این حد در یک درام کرهای سرمایهگذاری عاطفی نکرده بودم. بیون وو سوک و کیم هیه-جون مطلقاً بینقص و تماشای آنها با هم لذتبخش بود. قصه سبک و دوستداشتنی بود، پر از لحظات بامزه و لبخند، اما وقتی لحظات احساسی میآمد، واقعاً سنگین تأثیر میگذاشت. از هر ثانیهاش لذت بردم، از جمله داستانهای فرعی شخصیتهای مکمل. همهٔ جزئیات دقیق و بینقص بودند.
فکر میکردم پارک گیو یونگ و چا یون وو در «A Good Day to Be a Dog» خیلی دوستداشتنیاند، یا جن هو یکی از بامزهترین شخصیتهایی است که زود عاشق میشود، یا «CLOY» یک داستان عاشقانهٔ درجهیک داشت؛ اما این سریال همهٔ آنها را پشتسر گذاشت.
ترانهٔ Sonagi زیبا و بسیار شخصی برای سونجائه بود و برای داستان بسیار تأثیرگذار؛ و خوشحالم که صحنههایی از اجرای زندهٔ موسیقی هم وجود داشت. شاید این جزئیه بهنظر کوچک بیاید، اما در درامهای کرهای (حتی آنهایی که آیدلها نقش اول را بازی میکنند) این موضوع نادر است و برایم فوقالعاده غیرقابلانتظار و هیجانانگیز بود.
این درام سالها با من خواهد ماند و هر وقت به آن فکر کنم لبخند بر لبم خواهد نشست.
خدایا یکی به من یک چتر زرد بده تا دفعهٔ بعد که باران ببارد دوباره خیالبافی دربارهٔ عشقِ سرنوشتساز بکنم! 💛💛
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
باکس دانلود
فصل 1پایان سریال
در صورت بروز خطا یا مشکل در دانلود فصل، اپلیکیشن را بهروزرسانی کنید.
دیدگاه های کاربران