مثل اولین مارگزیدگیت؛ یک نگاه کافیست تا بفهمی.
پس از پیروزی در یک دوئل با مردی برجسته و قدرتمند در نیواورلئان، قماربازی به نام پال رجرت (با بازی استوارت ویتمن) مجبور به فرار میشود چون متهم به قتل است. اما خیلی زود دستگیر شده و تگزاس رنجر، جیک کاتر (جان وین)، او را برای بازگرداندن به لوئیزیانا جهت اعدام همراه خود میکند. با این حال، با...
مثل اولین مارگزیدگیت؛ یک نگاه کافیست تا بفهمی.
پس از پیروزی در یک دوئل با مردی برجسته و قدرتمند در نیواورلئان، قماربازی به نام پال رجرت (با بازی استوارت ویتمن) مجبور به فرار میشود چون متهم به قتل است. اما خیلی زود دستگیر شده و تگزاس رنجر، جیک کاتر (جان وین)، او را برای بازگرداندن به لوئیزیانا جهت اعدام همراه خود میکند. با این حال، با وجود اختلافهای حرفهای آشکار بینشان، این دو مجبور میشوند برای مقابله با کومانچروسها—مردان سفیدپوستی که به قبایل کومانچی اسلحه و مشروب قاچاق میکنند—با هم همکاری کنند.
عوامل این فیلم از ستارگان درجهیکاند: کارگردانی مایکل کرتیز، بازی جان وین، و نقشهای حمایتی از لی ماروین، هنری دانیل، ادگار باکانن، اینا بالین، جک ایلام و بروس کِبوت. موسیقی اثر توسط المر برنستاین و فیلمبرداری از ویلیام اچ. کلاوتیر است. فیلم بر پایهٔ داستانی از پال ولمن ساخته شده و اگرچه در سطحِ بالاترین آثار جان وین نیست، اثری خوشساخت و پر از اکشن با حالوهوای کلاسیک است.
این آخرین فیلم کرتیز شد، زیرا او مدتی کوتاه پس از آن درگذشت. جان وین به صورت نامعلومی در کارگردانی به او کمک کرد و کلیف لیونز نیز برای بعضی صحنههای اکشن همراهی میکرد. بازیها محکماند و بازیگران انگار واقعاً خوش میگذرانند؛ هرچند رابطهٔ عاشقانهٔ بین رجرتِ ویتمن و پیلارِ بالین خوب پرداخت نشده است. نقطهٔ قوت فیلم استفادهٔ دیدنی از لوکیشنهای یوتا و آریزوناست که توسط فیلمبردار توانمند، کلاوتیر، به خوبی به تصویر کشیده شدهاند.
فیلم وسترنی خوشساخت و سرگرمکنندهای است برای گذراندن یک بعدازظهر یکشنبه. (۶/۱۰)
---
این فیلم را مایکل کرتیز کارگردانی کرده و خودِ جان وین هم در کارگردانی دخالت داشت، هرچند نامش بهعنوان کارگردان ذکر نشده. دیدن این فیلم برایم لذتبخش بود. این بهراستی یک وسترن کلاسیک از جان وین است؛ خیلی دور از فیلمهای اکشن امروزی که پر از جلوههای ویژهاند. برای لذت بردن از آن باید کمی تعلق خاطر نوستالژیک به کلاسیکها، شخصیتهایی مانند جان وین و وسترنهای قدیمی داشته باشید.
جان وین نقش همیشگیاش را بازی میکند: مردی کمی عبوس، صادق و سختگیر که من خیلی دوست دارم. یادم میآید یکی از بزرگترین ناامیدیهای کودکیام وقتی بود که جان وین نقش کسی را بازی کرد که در پایان معلوم شد آدم بد داستان است—و در پایان هم مرد؛ آن موقع واقعاً ناراحت شدم.
داستان همان چیزیست که خلاصهٔ پشتِ کتاب میگوید؛ چیز فancyای نیست. زن زیبایی هم بالطبع در داستان هست، اگرچه در پایان آن را جان وین بهدست نمیآورد و حتی تلاش خاصی هم برایش نمیکند؛ بلکه قماربازی به نام پال رجرت او را بهدست میآورد و معلوم میشود او از آن آدمهای خوب است. داستان بهخوبی سرِ جای خود قرار میگیرد و فرصتهای فراوانی برای درگیریهای تنبهتن و تیراندازی وجود دارد.
با این حال، صحنههای درگیری مسلحانه گاهی کمی مضحک میشوند. درگیریهای بزرگ اغلب شامل گروهی زیادی از بومیان همراه با عدهای خلافکار سفیدپوست است که روی اسب میتازند و بهصورت وحشیانه شلیک میکنند تا وقتی کارگردان تصمیم میگیرد صحنه را قطع کند و آنها بروند. چند نفر—گاهی حتی کمتر از ده نفر—بارها در برابر پنجاه یا بیشتر سوارکار بدذات میایستند و همیشه پیروز میشوند؛ برایم تا حدی ابلهانه بهنظر میآید. این نوع درگیریها اگرچه نوستالژیک و قدیمی جذاباند، اما شبیه چیزیست که امروز میشد در فیلمی کودکانه دید.
با این همه، فیلم برای من واقعاً سرگرمکننده بود. خوبیها، واقعاً آدمهای خوبیاند و بدیها خوب طراحی شدهاند. بازی لی ماروین در نقش تالی کراو را هم بهویژه تحسین کردم. همچنین همانطور که در این فیلمهای قدیمی معمول است، مخالفان میتوانند هم از نظر کلامی و هم فیزیکی بجنگند و در عین حفظ هوشمندی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند بدون اینکه دائماً ناسزا بگویند.
این فیلم را وقتی حال و هوای نوستالژیک وسترن دارید و دنبال سرگرمی سبک هستید، توصیه میکنم.
---
یک کمدی الهیِ وسترنی.
این وسترن جان وین مثل یک دوزخ دانتهٔ مدرن است، جایی که دو قهرمان وارد جهنمی زمینی میشوند. این «جهنم» را یک سادیست شرور با بازی نیمیاه پرسوف خلق کرده است. دو قهرمان جیک (جان وین) و رجرت (استوارت ویتمن)اند.
جیک یک رنجرِ تگزاس جدی و بیملاحظه است که یک نقطهضعف دارد: صداقت. رجرت مردی دوستداشتنی و دلباخته است که دنبال دردسر نمیگردد اما دردسر همیشه او را پیدا میکند. اینا بالین نقش معشوق رجرت را دارد و در اواخر فیلم بهنوعی «راهنمای» او به درون جهنم میشود. او دو همراه دارد که مایکل انسارا و ریچارد دوِوون بازی میکنند؛ در زمانی که این فیلم ساخته شد، انسارا معمولاً نقش شخصیتهای شریف را بازی میکرد و دوِوون نقشهای کمتر شریف را، بنابراین در این فیلم نقشها جابهجا شده و انسارا نقشی سادیستیتر از خودِ پرسوف ایفا میکند.
لی ماروین تبلیغ بالایی دارد اما نقش او در واقع معمولاً کوچکتر از این است. شوخطبعی و جذابیت این وسترن باعث شده نیمهکلاسیک شود. یکی از مشهورترین دیالوگهای جان وین هم در همینجاست: «عادت نکنی که این را زیاد بگویی؛ یک بار دیگر هم زیاد خواهد بود.» این جمله از میان دیالوگهای برجستهٔ او بسیار ماندگار است.
قهرمانان با دستگیری رجرت توسط جیک شروع میکنند، اما جیک باید او را از حاشیهٔ یک جهنم زمینی عبور دهد و رجرت فرصتی برای فرار پیدا میکند. بعدتر، جیک بهطور مخفی برای تحقیق دربارهٔ کراو (با بازی لی ماروین) کار میکند و بهطور تصادفی رجرت را مییابد. «کمدی الهی» وسترن نشان میدهد شخصیتهای مختلف در این جهنم انسانی چگونه واکنش نشان میدهند: مکبِین، کراو، استِبان، گوردو و دیگران—چه کسانی جهنم را رد میکنند و چه کسانی برای حفظ آن میجنگند.
---
این فیلم از کودکی جزو فیلمهای موردعلاقهام بود و یکی از وسترنهای جمعهشب BBC2. جان وین در نقش رنجر تگزاس ظاهر میشود که ناچار است با قماربازی خوشپوش و غیرقابلاعتماد بهنام رجرت (استوارت ویتمن) علیه تعدادی قانونشکنِ سنگینسلاح همکاری کند. کسی اسلحه به کومانچیها قاچاق میکند و آنها همراه با افراد نامناسبی از دلِ صحرا به غارت میپردازند. جیک و همراهش موفق میشوند پرچم شناساییِ گروهِ دشمن را بهدست آورده و با یک واگن پر از تفنگ—البته بدون ماشهها—راهی یافتن مقر مخفیشان شوند.
وقتی به یک هاسِیِندا در درهای محافظتشده میرسند، با مغزمتفکرِ عملیات، گِرالِه (با بازی نیمیاه پرسوف) که سِمَتِ ویلچر دارد، دخترش پیلار (اینا بالین) و مرد دستنشاندهٔ اصلیشان آملونگ (مایکل انسارا) روبهرو میشوند و امیدوارند بتوانند نقش تأمینکنندگان بالقوه را بازی کنند. متأسفانه پیلار جیک را از دیدار قبلی که نشان ستارهاش را بر سینه داشته، میشناسد—اما او از رجرت خوشش آمده و حالا باید دید او پدر بیرحمش را لو میدهد یا از سرِ احساسات عمل میکند.
این شراکت نامعمول بین «دوک» و ویتمن بهخوبی جواب میدهد، و ویتمن نقش مکمل مؤثری در برابر ستارهای که عملاً خودشِ جان وین است ارائه میکند. اکشن فراوان است، خصوصاً در سکانسهای پایانی، و لوکیشنهای یوتا بهصورت پانورامیک تصویربرداری شدهاند تا مقیاس وسیع داستان را نشان دهند. لی ماروین با نقش فریبندهٔ کراو اندکی رنگ و شخصیت به فیلم میافزاید، پاتریک وین جلوهای خانوادگی و دلپذیر دارد، و جک ایلام هرچند کمحضور است، با نقش «Horseface» همان ترکیب دیوانهوار و نیمهکمدی تهدیدآمیز همیشگیاش را ارائه میدهد.
این فیلم یک اثر ماجراجویانه خوشساخت است که از دیدن آن لذت بردم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران