«این لوئیزیانا نیست. اینجا با احتیاط قدم برمیداری.»
Buck and the Preacher به کارگردانی و بازی سیدنی پواتیه ساخته شده؛ فیلمنامه را ارنست کِینوی و دریک واکر نوشتهاند. در کنار پواتیه، هری بلافونت، روبی دی و کامرون میچل در فیلم حضور دارند. موسیقی اثر از بنی کارتر است و سانی تری و براونی مکگی هم سهم قابل توجهی در موسیقی دارند. فیلمبرداری را الکس...
«این لوئیزیانا نیست. اینجا با احتیاط قدم برمیداری.»
Buck and the Preacher به کارگردانی و بازی سیدنی پواتیه ساخته شده؛ فیلمنامه را ارنست کِینوی و دریک واکر نوشتهاند. در کنار پواتیه، هری بلافونت، روبی دی و کامرون میچل در فیلم حضور دارند. موسیقی اثر از بنی کارتر است و سانی تری و براونی مکگی هم سهم قابل توجهی در موسیقی دارند. فیلمبرداری را الکس فیلیپس جونیور بر عهده داشته است.
جنگ داخلی آمریکا به پایان رسیده و طبق قانون بردگان آزاد اعلام شدهاند. اما وقتی وعدهٔ زمین و آزادی عملی نشد، بسیاری از بردگان سابق به امید یافتن مرزهای نو و زندگی آزادتر، سرزمین بردگی را ترک میکنند. آنها به عدهای از ارابهداران که مسیرهای غرب را میشناسند امید میبندند. دشواریها تنها به طبیعت خشن محدود نمیشود؛ گروههایی از شبوارها و شکارچیان آدمربا به استخدام صاحبان سابق میرسند تا این فراریان را تعقیب و آنها را بازگردانند. فیلم خود را به مردان، زنان و کودکانی اختصاص میدهد که در گورهایی بینام و نشان آرمیدهاند، همانهایی که در تاریخ سهمی ناچیز داشتهاند.
فیلم با بیانی باز و محکم آغاز میشود؛ صحنهای که فوراً توجه تماشاگر را جلب میکند. سپس به اردوگاهی از آفریقاییآمریکاییهای آزادشده میرسیم که عازم غرباند. این هماهنگی و آرامش با ورود باندی از شبوارها به رهبری «دِشِی» (میچل) در هم میریزد؛ آنها بهشدت وحشیانه هر کسی را که تکان بخورد میکشند—حتی حیوانات اهلی هم بیمه نیستند. وقتی اردوگاه آتش میگیرد و طعم تلخ صحنه در گلوی تماشاگر میماند، به نظر میرسد با اثر ویژهای روبهرو هستیم: تجربهای نادر از بخشی از تاریخ که بهندرت در سینما نشان داده شده است.
متأسفانه فیلم آن اوج اولیه را تکرار نمیکند. از سویی انگار زدن ضربهای به مردی در حال افتادن است؛ چون Buck and the Preacher کارگردانی قابلاحترامی دارد، بازیها معمولاً خوباند، فیلمبرداری الکس فیلیپس (با لوکشِنهایی در دورانگو، مکزیک و کنیا که نقش قلمروی کانزاس را ایفا میکنند) استادانه است و موسیقی جازِ کارتر همراه با بلوز تری و مکگی طعم متفاوت و خوشایندی به اثر دادهاند. اما کِینوی و واکر در فیلمنامه به پواتیه کمک نکردهاند: تلاش ناموفق برای تلفیق کمدی نابهنجار با مضامین جدی نژادی، و ریتم کند فیلم پس از افتتاحیهٔ پرتنش باعث میشود بخش عمدهای از اثر ناکام به نظر برسد.
نکات مثبت باقیمانده اما ارزشمندند. چه کسی بهتر از پواتیه میتوانست چنین موضوع باریکی را کارگردانی و در آن ایفای نقش کند؟ شیمی خوب او با بلافونت (که گاه فیلم را از چنگ بازیگر برجستهاش میرباید) از جذابیتهای فیلم است. برای طرفداران وسترن، دیدن سرخپوستان بهعنوان ناجیانِ داستان و نمایش شان بهصورت شایسته، عاقلانه و تا حدی سوارکارانه، تصویری غیرمعمول اما خوشایند است؛ رئیس قبیله (انریک لوستهرو) با شأنی رفیع همانند اربابی متعالی با بک مذاکره میکند. اما در مجموع فیلم آنچه باید میشد، نمیشود.
داستان تا حدی قابل پیشبینی است و این پیشبینیپذیری از شدت اثر میکاهد. هرچند فیلم پیام مهمی را منتقل میکند—اینکه پیروزی در جنگ لزوماً به معنای آزادی واقعی نبوده—اما خودِ فیلم، با وجود پایانبندی نسبتاً سرگرمکننده، گاهی بیش از حد تلاش میکند. بازی دو بازیگر اصلی در برخی لحظات چندان قانعکننده نیست و میچل در نقش منفی کمتر از حد انتظار اثرگذار ظاهر میشود.
در مجموع، به طرفداران وسترن توصیه میکنم این فیلم را ببینند، اما باید آمادهٔ نوعی ناامیدی در پایانبندی هم باشند. امتیاز: 6/10.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران