ستوان «واترز» ( بروس ویلیس ) فرمانده تیم ویژه ای است که افرادش را به جنگل های نیجریه می برد تا دکتر «لنا کندرکس» ( مونیکا بلوچی ) را آزاد کند. اما آن ها در میابند که کندرکس تنها در صورتی همراهشان می آید که ۷۰ پناهنده دیگر را نیز نجات دهند.
ستوان «واترز» ( بروس ویلیس ) فرمانده تیم ویژه ای است که افرادش را به جنگل های نیجریه می برد تا دکتر «لنا کندرکس» ( مونیکا بلوچی ) را آزاد کند. اما آن ها در میابند که کندرکس تنها در صورتی همراهشان می آید که ۷۰ پناهنده دیگر را نیز نجات دهند.
ماموریت جنگلی مرگ یا زندگی، جدی اما یکبعدی—با این حال ارزش دیدن دارد
گردانی از نیروهای نیروی ویژه دریایی به رهبری ستوان واترز (بروس ویلیس) مأمور میشوند تا یک پزشک زیباروی آمریکایی (مونیکا بلوچی) را از یک روستای مسیحی در نیجریه خارج کنند، پیش از آنکه شبهنظامیان اسلامی به آنجا حمله کرده و همه را نابود کنند. دکتر اصرار دارد که «مردم او» نیز همراه شوند...
ماموریت جنگلی مرگ یا زندگی، جدی اما یکبعدی—با این حال ارزش دیدن دارد
گردانی از نیروهای نیروی ویژه دریایی به رهبری ستوان واترز (بروس ویلیس) مأمور میشوند تا یک پزشک زیباروی آمریکایی (مونیکا بلوچی) را از یک روستای مسیحی در نیجریه خارج کنند، پیش از آنکه شبهنظامیان اسلامی به آنجا حمله کرده و همه را نابود کنند. دکتر اصرار دارد که «مردم او» نیز همراه شوند و واترز تصمیم میگیرد آنها را پیاده تا مرز کامرون هدایت کند. آیا زنده بیرون میروند؟
«اشکهای خورشید» (2003) حال و هوایی بسیار جدی و تا حدودی عمق دارد. اگر از فیلم «The 7th Dawn» (1964) با ویلیام هولدن و کاپوچین خوشتان آمده باشد، این فیلم از همان جنس است؛ با تولیدی مدرنتر و تمرکز بیشتر بر درام و اکشن تیره جنگل، مشابه «رامبو» (2008). هرچند شاید در سطح «The 7th Dawn» قرار بگیرد، اما در کنار غولهای ژانر مثل «Apocalypse Now» (1979) یا «Platoon» (1986) قرار نمیگیرد.
یکی از اشکالات فیلم این است که شخصیتهای فرعی بهجز آنهایی که ویلیس و بلوچی بازی میکنند، چندان بهیادماندنی نیستند؛ در فیلمهایی مثل «Apocalypse Now» و «Platoon» بیشتر شخصیتهای کلیدی را میشناسید و به یاد میسپارید. نمونهٔ خوب دیگر «Last of the Mohicans» (1992) است که لحن و تم مشابهی—قهرمانانی که توسط دشمنان وحشی در جنگل تعقیب میشوند—دارد.
مشکل من با «اشکهای خورشید» این است که فیلم مستقیماً وارد میانهٔ ماجرا میشود و فرصت نمیدهد بیننده با شخصیتها آشنا و با آنها همراه شود. تم فیلم سنگین و فضا مطابق با آن جدی است، از جمله موسیقی متن، اما چون با شخصیتها پیوند احساسی پیدا نمیکنیم، فیلم بیش از حد دستوری و ملودراماتیک بهنظر میرسد و یکبعدی میشود.
فیلمِ دو ساعته نسبتاً کند پیش میرود و صحنهٔ اکشن بزرگ تا فینال رخ نمیدهد. مشکل این اوج هیجان این است که بیننده، باز هم، چندان برای اتفاقات دل نمیسوزاند چون با شخصیتها آشنا نیست و پیوستگی عاطفی کمی وجود دارد.
اگرچه داستان در نیجریه میگذرد، فیلم ظاهراً در هاوایی فیلمبرداری شده است. این تفاوت جغرافیایی به اصالت فیلم لطمه میزند، هرچند زیباییهای هاوایی تا حدی این کاستی را جبران میکند.
نسخهٔ کارگردان صرفاً صحنههای حذفشدهٔ نسخهٔ ویژهٔ DVD را به فیلم اضافه میکند. از جملهٔ صحنههای حذفشده، یک گفتوگوی تأثیرگذار میان یک آمریکایی سیاهپوست و یک نیجریهای سیاهپوست است که دیالوگ خوبی دارد و بهنظر نمیرسد باید حذف میشد.
با این حال «اشکهای خورشید» نکات مثبتی هم دارد: حال و هوای بسیار جدی، تصویربرداری، موسیقی متن و حضور مونیکا بلوچی. صحنهٔ هراسآور نجات یک روستای دورافتاده از دست شبهنظامیان بیرحم بهخوبی اجرا شده است. اما بهنظر من فیلم فیلمِ خوبی نیست؛ در عین حال بد هم نیست و نقاط قابل توجهی دارد. اگر دنبال اجرای مؤثرتر همان تم هستید، «رامبو» (2008) را ببینید.
نمره: B-/C+
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران