فیلمی خشک که چهره واقعی پدیدۀ نوظهور نازیسم در اروپا را نشان نمیدهد. گرینگراس (کارگردان و فیلمنامهنویس) تلاش میکند (و در بعضی صحنهها هم موفق میشود) بیننده را شوکه کند، اما این برای درک اینکه ایدئولوژی نئونازی تا چه حد بهطور خطرناکی دنیای غرب را آلوده کرده کافی نیست. سازندگان گویا تصور میکنند روایت صرفِ یک عمل بیمعنا برای بیدار کردن مخاطب کافی است، اما...
فیلمی خشک که چهره واقعی پدیدۀ نوظهور نازیسم در اروپا را نشان نمیدهد. گرینگراس (کارگردان و فیلمنامهنویس) تلاش میکند (و در بعضی صحنهها هم موفق میشود) بیننده را شوکه کند، اما این برای درک اینکه ایدئولوژی نئونازی تا چه حد بهطور خطرناکی دنیای غرب را آلوده کرده کافی نیست. سازندگان گویا تصور میکنند روایت صرفِ یک عمل بیمعنا برای بیدار کردن مخاطب کافی است، اما اینطور نیست.
برای درک واقعی هم ذات بیمارگونه و هم علل بازگشت این ایدئولوژی وحشتناک به صحنه، باید مقابل آینه بنگریم. باید بفهمیم و پذیرا باشیم که ریشه نازیسم در قلب جوامعی است که خودمان ساختهایم.
نازیسم از آسمان نیفتاده است. برایویک از آسمان نیفتاد و از جهنمی متافیزیکی زاده نشده است؛ او میانِ ما به دنیا آمده، بزرگ شده و زندگی میکند. او همسایهٔ ماست. کسی است که معمولاً میگوید «ما به یک فرانکو نیاز داریم»، «زیر حکومت نظامی همه شغل داشتند»، یا «من با مهاجران غیرقانونی مشکلی ندارم، اما…».
به همین دلیل، به نظر من تنها نکتهٔ واقعاً درخشانِ فیلم، جملهٔ آخر برایویک خطاب به وکیلش در پایان فیلم است؛ جملهای که گفتوگو میان آن دو را به پایان میرساند و در آن وکیل با سکوت، ظاهراً پیروز میشود.
«تو حتی ما را نمیبینی.»
این جمله تمام مسئلۀ نازیسم اروپایی را خلاصه میکند: اکثریت عظیمی از هموطنان ما تصمیم میگیرند چشم بر همهٔ اینها ببندند. ما بهطرف دیگر نگاه میکنیم، وانمود میکنیم ندیدیم چگونه فروشندهٔ سوپرمارکت با مشتریِ مهاجر رفتار کرد، به رانندهٔ اتوبوس واکنش نشان نمیدهیم وقتی کودکِ آواره را بیدلیل از وسیلهٔ نقلیه پیاده میکند، و همچنان اطلاعاتمان را از روزنامهنگارانی میگیریم که هر فرصتی برای سفیدنمایی فاشیستها را غنیمت میشمارند و به آنها سکو میدهند تا دروغها و نیمهحقیقتها را بازگو کنند.
اروپا چشمپوشی کرده است. تصمیم گرفته نازیسم را در فرانسه، ایتالیا، سوئد، بریتانیا، آلمان، یونان، اوکراین، مجارستان و دیگر کشورها نبیند، چون مسائل دیگری را مهمتر میداند. تا حدی هم درست میگوید؛ نازیسم مهمترین مشکل نیست. اما این یک زنگ خطر گوشخراش است که نشان میدهد همهچیز اشتباه است: نجات بانکها، نقض حقوق بشر، حذف حقوق کارگران، سیاستهای ریاضت، و خلاصه ترک مردم به حالِ خود در برابر منافع سرمایه و رشد اقتصادی.
و تمام اینها با همراهیِ ناتوانی و بیعملی خودِ ما رخ میدهد.
پس ما حتی آنها را نمیبینیم، چون مسائل «مهمتری» برای حل داریم و در سرگیجه و هراسمان—در حالی که درحال غرقشدنیم—هر چیزی را که اندکی شبیه تکیهگاهی باشد برای حفظِ خود میگیریم. بسیاری وزنِ نازیسم را خواهند گرفت و مانند نود سال پیش، دیگران را نیز با خود به پایین خواهند کشید.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران