"لارا برنن" به جرم قتل رئیس خود دستگیر می شود.به نظر می رسد او در حال ترک صحنه جرم دیده شده و اثرانگشتش روی آلت قتل پیدا شده است.اما همسر او "جان" تصمیم می گیرد او را فراری دهد و ...
"لارا برنن" به جرم قتل رئیس خود دستگیر می شود.به نظر می رسد او در حال ترک صحنه جرم دیده شده و اثرانگشتش روی آلت قتل پیدا شده است.اما همسر او "جان" تصمیم می گیرد او را فراری دهد و ...
اگر پاول هگیس قرار است به ساختن فیلم ادامه دهد، کاش کسی لطف کند و او را به یک کلاس پایه فیلمنامهنویسی بفرستد. راستش این فیلم میتواند خودِ یک درسِ کامل دربارهی چگونگی نوشتن بد یک فیلمنامه باشد. همهاش هست: شخصیتهای تکبعدی، ضربآهنگِ فوقالعاده ضعیف، خطوط داستانی متعدد که به هیچجا نمیرسند و صحنههای اکشن کاملاً غیرقابلباور.
و خب، این فقط یک تریلر درجهدو است؛ این...
اگر پاول هگیس قرار است به ساختن فیلم ادامه دهد، کاش کسی لطف کند و او را به یک کلاس پایه فیلمنامهنویسی بفرستد. راستش این فیلم میتواند خودِ یک درسِ کامل دربارهی چگونگی نوشتن بد یک فیلمنامه باشد. همهاش هست: شخصیتهای تکبعدی، ضربآهنگِ فوقالعاده ضعیف، خطوط داستانی متعدد که به هیچجا نمیرسند و صحنههای اکشن کاملاً غیرقابلباور.
و خب، این فقط یک تریلر درجهدو است؛ این اشتباهات را بارها دیدهام. اما آنچه واقعاً آزاردهنده است، دیدِ اغراقآمیز فیلم نسبت به خودش است. فیلم نهتنها فکر میکند جالب است (که اصلاً نیست)، بلکه خیال میکند باهوش، تند و زیرک هم هست. شخصیتهای زیادی دقیقاً برای یک گره داستانی وارد میشوند و بلافاصله کنار گذاشته میشوند. مثلاً دختری که اسمش یادم نیست (آیا اصلاً اسمش گفته شد؟) اوایل فیلم معرفی میشود و حتی بهعنوان علاقهمندی راسل کرو بهنظر میرسد. نشانههایی از شروع یک رابطهٔ معنادار میبینیم و بعد معلوم میشود او فقط وسیلهای برای پر کردن یک شکاف داستانی بوده (نمیخواهم لو بدهم). همین وضع دربارهی پدر و مادر راسل کرو هم وجود دارد؛ چند صحنهٔ پراکنده که نوید یک رابطهٔ معنیدار را میدهد و بعد همان تکرار مزخرف اتفاق میافتد و آنها بهعنوان یک مکانیزم ساده (و غیرمنطقی) استفاده میشوند.
انگار یکی از دوستان هگیس فیلمنامه را خوانده و گفته «پاول، این چطور ممکنه...؟» و هگیس شخصیتهایی را اضافه کرده تا آن مشکل را بپوشاند، بعد متوجه شده آنها تکبعدیاند و رابطهای سطحی نوشته تا ظاهراً هوشمندانهتر بهنظر برسد (که در واقع کمکی نمیکند). بهخاطر همین دو سوم اول فیلم خیلی کند پیش میرود. مطمئنم با یک ویراستار خوب میشد حدود یک ساعت و پانزده دقیقهٔ اول را تا نیم ساعت کوتاه کرد.
بهخصوص میشد سمبولهایی را که هیچ معنای واقعی ندارند حذف کرد. شاید بدیهی بهنظر برسد، اما ظرف سکهای که مدام در فیلم تکرار میشود نه اهمیتی در روایت دارد و نه هیچ معنای استعاری. تقریباً توضیحی دربارهٔ کارهایشان در خانه داده نشد؛ آنها عملاً فقط برای اینکه فیلم ظاهراً عمیقتر بهنظر برسد، گذاشته شدهاند. نه برای اینکه واقعاً معنیدارترش کنند، بلکه برای اینکه «باهوش»، «تیز» و «زیرک» بهنظر برسد. معمولاً مشکلی با تمام کردن فیلمها ندارم، اما ادامهدادن این آشفتگی مضحک و خودپسند واقعاً دشوار بود.
این فیلم را در طول سالها چند بار دیدهام و هنوز هم عملکرد خوبی دارد. یک تریلر محکم با بازیهای قابل قبول راسل کرو و الیزابت بنکس، و گروه بازیگران مکمل عالی در نقشهای کوتاه (هر کدام تقریباً پنج دقیقه)، از جمله لیام نیسون، دانیل استرن (کاش درامهای جدی بیشتری بازی کند)، برایان دنهی (روحش شاد) و اولیویا وایلد. در سراسر فیلم لحظات پرتنشی هست (صحنهٔ باز کردن قفل با کلیدِ ضربهای هنوز هم روی من تأثیر میگذارد).
با این حال، صحنهٔ پایانی که کارآگاه «تصور میکند» جرم چگونه رخ داده، بهنظر میرسد نتیجهای است که استودیو خواسته تا پایان واضحی بدهد و این صحنه کاملاً غیرضروری بهنظر میرسد. 4.0/5
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران