داستان فیلم درباره ی پسری به نام پیتر است که از اینکه باید اتاقی که عاشقش است را با پدربزرگش شریک شود ناراحت است. او تصمیم می گیرد که با این کار مخالفت کند و سعی کند این کار انجام نگیرد. اما…
داستان فیلم درباره ی پسری به نام پیتر است که از اینکه باید اتاقی که عاشقش است را با پدربزرگش شریک شود ناراحت است. او تصمیم می گیرد که با این کار مخالفت کند و سعی کند این کار انجام نگیرد. اما…
انتظاراتم برای این فیلم زیاد نبود — فیلمی که سه سال پیش فیلمبرداری شده، نتوانسته عرضهای داشته باشد، با حضور چند نام مطرح (رابرت دنیرو، اوما تورمن، کریستوفر واکن) و برگرفته از یک کتاب کودک پرفروش.
با این حال تعجب کردم که در تمام مدت فیلم لبخند بر لبم بود؛ هم از ریتم اثر خوشم آمد و هم از تلاشهای فیلم برای اینکه در هر صحنه...
انتظاراتم برای این فیلم زیاد نبود — فیلمی که سه سال پیش فیلمبرداری شده، نتوانسته عرضهای داشته باشد، با حضور چند نام مطرح (رابرت دنیرو، اوما تورمن، کریستوفر واکن) و برگرفته از یک کتاب کودک پرفروش.
با این حال تعجب کردم که در تمام مدت فیلم لبخند بر لبم بود؛ هم از ریتم اثر خوشم آمد و هم از تلاشهای فیلم برای اینکه در هر صحنه دستکم یک خندهٔ حسابی خلق کند. فیلمی خانوادگی است؛ داستان دربارهٔ یک خانوادهٔ معمولی است که یک خویشاوند سالمند را پیش خود میپذیرند. بهدلیل مشکلات زانو، او نمیتواند خوب از پلهها استفاده کند و نوهاش مجبور میشود اتاقش را به پدربزرگ بدهد. نوه که به اتاق زیرشیروانی تبعید میشود، اعلام جنگ رسمی علیه سالمند خانواده میکند و یک نبرد بامزهٔ هوش و شوخیهای عملی آغاز میشود.
بازیگران با دل و جان به این مسخرهبازیها وارد میشوند و با اوجگرفتن جنگ، طنز را پذیرفتهاند؛ در عین حال پویاییهای خانوادگی فیلم بهقدر کافی واقعی است که قابل همذاتپنداری باشد. دنیرو علیرغم سنش حاضر است هر کاری را امتحان کند و همراهانش مثل واکن با ظاهر نحیف، چیش مارین پرانرژی و جین سیمور همیشه بشاش، کمک خوبی به او میکنند. اوما تورمن در یک خط داستانی فرعی نقش نسل میانی ناآگاه میان پدربزرگ و نوه را بازی میکند و در برخوردهای پیدرپی و خندهآور با یک افسر پلیس محلی افسار سرنوشت را بهدست میگیرد.
تولید اثر معمولاً از استاندارد بالایی برخوردار است؛ حرکات بدلکاری جسورانه و فضاهای رنگارنگ دیده میشود. با این حال تعجبآور بود که برای یک کمدی ساده، تیتراژ بیش از ده دقیقه طول کشید؛ حتی با وجود چند برش خارج از قاب و پشتصحنه، این تیتراژ کند بهنظر میرسد زائد باشد.
در مجموع این فیلم بسیار لذتبخش بود و فکر میکنم بارها آن را دوباره ببینم—تا زمانی که خودم هم شاید همان پدربزرگ عبوس و ناخواسته در خانهٔ نوادگانم باشم.
بنشینید، بگذارید صفحه روشن شود و از این حواسپرتی لذت ببرید. مجموعهای شگفتانگیز از بازیگران که با فیلمنامهای کمی متفاوت خوش میگذرانند. در سالی که چند فیلم واقعاً ضعیف داشتیم، میتوانید انتخاب بسیار بدتری از «جنگ من با پدربزرگ» داشته باشید. این قطعاً فیلمی است که یکبار با خانواده میبینید و بعد فراموش میکنید وجود داشته؛ با این حال، نود و چهار دقیقه فراموش کردن دنیای بیرون سینما زمان بدی نیست.
مزخرف.
همهچیز در «جنگ من با پدربزرگ» برایم نامأنوس است؛ هیچچیز درست بهنظر نمیرسد. کمکی نمیکند که ۲۵–۳۰ دقیقهٔ اول فوقالعاده خستهکننده است؛ واقعاً کسلکننده. وقتی ایدهٔ مرکزی داستان راه میافتد کمی بهتر میشود، اما باز هم هیچچیز قابلذکری تولید نمیکند. حتی «حرکات جنگی» که موقعیتهای نسبتاً جالبی دارند، بسیار کماثر و ناامیدکنندهاند.
بازیها در بهترین حالت معمولیاند؛ این یک ناامیدی بزرگ است با توجه به حضور نامهایی مثل رابرت دنیرو (اد)، اوما تورمن (سالی) و کریستوفر واکن (جری). نه اینکه فکر کنم تلاش نکردهاند، اما هیچ جرقهای از آنها حس نشد. بچهبازیگرها هم متوسط هستند.
با وجود زمان نسبتاً کوتاه ۹۴ دقیقه، مدت زیادی چشم به راه تیتراژ پایانی بودم. با این حال، میدانم که احتمالاً باز هم برای دیدن دنبالهای که احتمالاً خواهد آمد، کنجکاو خواهم شد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران