«کِلِی» (جیسون استاتهام) برای یک برنامه محرمانه دولت آمریکا کار میکرد که هدفش تأمین نهایی امنیت روند دموکراتیک بود؛ برنامهای که به گروهی آموزش و منابع بیحد و حصر میداد تا بهصورت عینی از سیستم حفاظت کنند. این افراد را «زنبوردارها» مینامیدند و خوششانس آنکه قهرمان ما تصمیم گرفته بازنشستگیِ خوبش را صرف همین کار کند. او در آغلِ «الوییز» (فیلیسیا رشاد) اتاقی اجاره میکند...
«کِلِی» (جیسون استاتهام) برای یک برنامه محرمانه دولت آمریکا کار میکرد که هدفش تأمین نهایی امنیت روند دموکراتیک بود؛ برنامهای که به گروهی آموزش و منابع بیحد و حصر میداد تا بهصورت عینی از سیستم حفاظت کنند. این افراد را «زنبوردارها» مینامیدند و خوششانس آنکه قهرمان ما تصمیم گرفته بازنشستگیِ خوبش را صرف همین کار کند. او در آغلِ «الوییز» (فیلیسیا رشاد) اتاقی اجاره میکند و یک شب او را برای شام دعوت میکند. وقتی میرسد، میبیند او خودکشی کرده و بررسی سرسریِ دخترش، مأمور افبیآی «ورونا» (امی رهور-لامپمن)، نشان میدهد قربانی یک کلاهبرداری بیرحمانه شده که نه تنها پساندازش را، بلکه دو میلیون دلار از پول خیریهای را که ریاستش را برعهده داشت از بین برده است. حدستان درست است؛ «کِلِی» تصمیم میگیرد حساب کاربریاش را دوباره فعال کند و از هر جا که ردِ تبانی و فساد ببرد، دنبال عاملان بگردد؛ هرچقدر هم بالا باشد. استاتهام در این تریلر اکشن کاملاً غیرخلاقانه و مشتقشده، لهجهای نسبتاً عجیب به کار میبرد که هرچه جلو میرود غریبتر میشود. جاش هَچِرسون و جرمی آیرونز کمی ستارهفروشی به فیلم اضافه کردهاند، اما نقشهایشان کمپرداخته است و اولی عملاً در تمام مدت ضعیف است. چند جلوه آتشبازی سرگرمکننده هست و قطعاً نمیخواهی با «کِلِی» دربیفتی، اما این نوع فیلمهای تکنفرهٔ تلافیجو این روزها فراواناند و این یکی جز بهترینها نیست.
۹/۱۰ — یک تریلر اکشن خشن، خونین و بیامان با داستان کلیشهای اما قوی و صحنههای اکشن خوشعکس.
برای دیدن «The Beekeeper» همهٔ فیلمهای قبلی را تماشا کردم. این فیلم کوتاه، تند و ساده و نسبتاً احمقانه است. استاتهام مثل همیشه آدمها را میکشد؛ فقط یک مرد امریکایی سختکوش که تنها دوست داشت مورد مراقبت قرار بگیرد. اگر فکر میکنید همهٔ استرالیاییها خنگاند و باید بمیرند، پایان فیلم را دوست خواهید داشت و احتمالاً امتیاز بالاتری میدهید.
بیمغز مثل یک آجر. متأسفم اما داستان این فیلم عملاً احمقانه است؛ شخصیتپردازی سطحی یا بیهدف، اکشن مضحک، دیالوگهای تهی و هیچ اوج واقعی به آن کمک نمیکند. خلاصه اینکه یک فیلم اکشن کمهوش است که پر از توضیحهای بیمحتواست و چیز دیگری ندارد.
درمورد «The Beekeeper» مردد هستم. از یکطرف، فیلم خیلی سرگرمکننده است چون جیسون استاتهام نقش یک شخصیت فوقالعاده خفن را بازی میکند — هر صحنهای که او هست در سطح خیلی بالا قرار دارد. تدوین، اکشن و موسیقی نکات مثبتاند، هرچند همهٔ قسمتهای دیگر گاهبهگاه آزاردهنده و بیثباتاند... و مطمئن نیستم دیگر بخشها چقدر روی لذت من اثر گذاشتهاند. جدا از استاتهام، بازیها نیز بالا و پایین دارند. جاش هاتچرسان و جرمی آیرونز قابلقبولاند — بازیگران ضعیفتر خیلی بدتر عمل میکردند؛ بنابراین آن دو انصافاً خوباند. متأسفانه باقی بازیگران، بهخصوص از سمت افبیآی، بهترین شکل را ندارند؛ یعنی خوباند ولی کمی کسلکننده. شخصیتِ ورونا هم نوشتهشدن ضعیفی دارد، تقصیر بازیگر نیست اما همچنان. بدون افشای داستان، احساس میکنم شخصیت او باید نسبت به قضیهٔ کِلِی که در ابتدای فیلم رخ داده بود همدلی بیشتری نشان میداد؛ انگار شخصیت فراموش کرده چه اتفاقی افتاد. سازمانهای پست هم تا حدی کارتونیاند؛ از تجربهٔ واقعیام چنین آدمهایی بیشتر بازندههای بدی هستند که بلدند کارشان را انجام دهند تا جوانانِ هوشمندِ پارتیبازِ نسل جدیدی که فیلم ۲۰۲۴ نشان میدهد. با این وجود از نمرهای که انتخاب کردم راضیام، اگرچه استاتهام شایستهٔ امتیاز بیشتری بود.
«The Beekeeper» یک تریلر اکشن قابلقبول است که همان چیزی را ارائه میدهد که از یک فیلم جیسون استاتهام انتظار میرود: زد و خوردهای بیرحمانه، دیالوگهای بادکُنده و یک قصهٔ سادهٔ انتقامی. کارگردان دیوید آیر در خلق فضاهای شهری خشن و خشننما تبحر دارد و نویسنده کِرت ویمِر هم گرایش به سناریوهای عجیب و پیچیده دارد؛ حاصل کار ترکیبی از «جان ویک»، «ایکوآلایزر» و «ماتریکس» است با چاشنی شوخیها و نمادپردازیهای مرتبط با زنبورها. استاتهام نقش آدام کِلِی، یک زنبوردار منزوی که در مزرعهٔ دوست سالمندش، الوییز پارکر (فیلیشیا رشاد)، زندگی میکند را بازی میکند. وقتی الوییز قربانی یک کلاهبرداری اینترنتی سازمانیافته میشود، آدام از مهارتهایش بهعنوان یک مأمور نخبهٔ سابق استفاده میکند تا عاملان را پیدا و مجازات کند. در مسیرش با موانع و دشمنان مختلفی روبهرو میشود: پلیسهای فاسد، آدمکشهای اجیرشده و هکری مرموز به نام «ملکه» (روبی روز). او همچنین پیمان نامحتملی با دختر الوییز، مأمور افبیآی سارا پارکر (امی رهور-لامپمن)، که همان پرونده را دنبال میکند، برقرار میکند. فیلم زمان زیادی را صرف معرفی یا پرورش شخصیتها نمیکند و بیشتر روی سکانسهای اکشن و جلوهٔ بصری تمرکز دارد. استاتهام در نقش ماشینِ کشتارِ خونسرد و کارآمد عالی است و دشمنانش را با سلاحها و فنون رزمی مختلف از پای درمیآورد و گهگاه جملههای کنایهآمیز و شوخیگونه هم میگوید. بازیگران مکمل عمدتاً فراموششدنیاند، به جز رشاد که گرما و وقار به نقش خود میدهد و روز که با ترکیبی از جذابیت و تهدید نقش منفی را بازی میکند. بزرگترین ضعف فیلم فقدان اصالت و انسجام است؛ قصهٔ انتقامی کلیشهای و قابلپیشبینی است و برخی پیچشها غیرقابلباورند. فیلم تلاش میکند موضوعاتی دربارهٔ فناوری، جامعه و اخلاق را وارد کند اما این مضامین یا کمگسترشیافتهاند یا متناقضاند؛ مثلاً از خطرات دادهکاوی و کلاهبرداری آنلاین انتقاد میکند اما در عین حال استفادهٔ هک و نظارت توسط قهرمان را ستایش میکند. نماد زنبور هم بهعنوان استعارهای برای هویت و مأموریت آدام بهکار رفته اما اغلب سطحی و ناسازگار است. «The Beekeeper» فیلمی نیست که شما را به چالش بکشد یا غافلگیر کند، اما اگر دنبال اکشن ساده و سرگرمکننده هستید، میتواند شما را سرگرم کند؛ یک فیلم پاپکُرن که نقاط قوت و محدودیتهایش را میداند و همان وعدهٔ استاتهام بهعنوان مشت و لگد و شوخی را عملی میکند. اگر طرفدار آثار قبلی او یا ژانر اکشن هستید، احتمالاً از فیلم لذت خواهید برد؛ فقط انتظار چیزی فراتر از این را نداشته باشید.
این داستان را بارها دیدهام — این فیلم همان کلیشهٔ خستهکنندهٔ مأمور سرکش دولت آمریکا را دنبال میکند. هالیوود، چند تا از این نقشها دیگر لازم دارید؟ اگر دنبال چیزی اصیل هستید، این را رد کنید.
صادقانه بگویم اگر هالیوود جناح چپِ رادیکال یکی پس از دیگری آثار آگاهانه و نامطلوب تحویل نداده بود و همان فیلمهای خوب سابق را میساخت، شاید این فیلم پنج از پنج نمیگرفت از من. اما از آنجا که رقابت برای فیلمهای واقعاً خوب کم شده، این یکی از آن فیلمهایی است که دستکم دو ستاره به خاطر نپرداختن به شعارهای سیاسی به دست میآورد. این فیلم تا حد زیادی شبیه «جان ویک» است: چند جنایتکار احمق طرفِ آدمِ اشتباهی میروند و نمایشی از هنرهای رزمی و جنازهها شروع میشود. جیسون استاتهام بهعنوان آدام کِلِی، معروف به «زنبوردار»، واقعاً در این فیلم در اوج است؛ او یک قاتل بیرحم، خونسرد و مصمم است که هم بهدنبال انتقام و هم نابودی آن پلیدیهایی است که از ضعیفها سواری میگیرند. آدمهای بد، حداقل در آغاز، سازمانیاند که کلاهبرداریهای آنلاین انجام میدهد و وقتی از کسانی که آدام بعد از بازنشستگی تحت حمایت گرفته کلاهبرداری میکنند، پیامدهای ناگوار و تراژیک دارد. بعدتر داستان سادهتر به بحرانی ملی تبدیل میشود بهخاطر افراد فاسدی که در سطوح بالا دخیلاند. وقتی فیلم را دیدم، فکر میکردم آن بخش کلاهبرداری واقعگرایانه نیست — یعنی مردم اینقدر احمق نمیتوانند باشند! اما یادم آمد مردم بهدروغ به برخی سیاستمداران رأی دادهاند، پس شاید بشود. كما اینکه استاتهام در این فیلم واقعاً در اوج است؛ اگر بخواهیم با «جان ویک» مقایسه کنیم، استاتهام تهدید و وجاهت انتقامی بیشتری از کیانو ریوز در «جان ویک» دارد. خوشم آمد که مزدوران جنایتکار در همه سطوح به مرور مجازات میشوند و اغلب قبل از مرگشان میبینند و عرق میکنند. بدلکاریها هم بهاندازهٔ قسمت چهارم «جان ویک» اغراقآمیز نیستند؛ پس واقعگرایانه نیستند اما در ژانر اکشن انتظار واقعگرایی کامل نیست. داستان کلی خوب است؛ ساده است، نقایص دارد و واقعگرایانه نیست اما کافی و جذاب است و استاتهام فیلم را حمل میکند. برای من یکی از بهترین فیلمهای مدتی بود — سرگرمی محض.
جیسون همان کاری را میکند که همیشه میکند: محکم، انفجاری و سنگین. فضاسازی بهروز و طعمش دلپذیر است و اکشن هم بلند و پرحجم. در مجموع فیلمی بسیار محکم و لذتبخش است؛ خوشحالم که آنها این فیلم را همانطور ساختند که ساختند. میتوانست بسیار بدتر شود، اما انتخابهای درست اجرا شده و حاصل، فیلمی چندلایه و پُر از اکشن است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران