نترسید... میس میدوز آمده است.
این فیلم همان چیزی نیست که همه انتظارش را داشتند، اما پس از آشنایی با آن، بد هم نبود که یک بار ببینید. فیلمی است در ژانر کمدی سیاه دربارهٔ زنی جوان و تنها که معلم جایگزین مدارس ابتدایی است و به محلهای جدید نقلمکان کرده. او هیچ حد و مرزی برای خیالپردازیهایش قائل نیست؛ دنیای او پر از شگفتی است،...
نترسید... میس میدوز آمده است.
این فیلم همان چیزی نیست که همه انتظارش را داشتند، اما پس از آشنایی با آن، بد هم نبود که یک بار ببینید. فیلمی است در ژانر کمدی سیاه دربارهٔ زنی جوان و تنها که معلم جایگزین مدارس ابتدایی است و به محلهای جدید نقلمکان کرده. او هیچ حد و مرزی برای خیالپردازیهایش قائل نیست؛ دنیای او پر از شگفتی است، اما یک راز تاریک هم در پس آن نهفته است. وقتی او با مانع بزرگی روبرو میشود، نحوه برخوردش با دوستپسر جدیدش که پلیس است و مسیری که از آنجا در پیش میگیرد مشخص میشود.
این فیلم نمایشِ کِیتی هولمز است. اگرچه فیلم کوتاهی است، اما او همواره در صحنه حضور دارد و دوربین دائماً همراه اوست. بعد از مدتها دارم بازی او را میبینم؛ برای این نقش کمی مسن بهنظر میرسد، اما عملکرد خوبی داشت. بازیگران مکمل عملکرد قابل قبولی داشتند؛ آن دخترکِ سریال «دختری که دنیا را ملاقات میکند» (آوا) بازی خوبی داشت. فیلم تا حدی برای همهٔ سنین مناسـب به نظر میرسد، اما صحنههای خشونتآمیز و قتل و برخی نمایشهای جرم دارد و بهویژه برای کودکان خردسال مناسب نیست؛ بنابراین میتوان آن را در حد PG-13 دانست.
نویسندگی و کارگردانی در حد قابلقبولی است. همهٔ فیلم ظرف دو هفته و نیم فیلمبرداری شده چون داستان ساده و در فضاهای محدود میگذرد. تجربهٔ تماشای آن تا حدودی شبیه فیلم تلویزیونی است، گرچه دقیقاً همان نیست. ممکن است برخی آثار مشابه را دیده باشید، اما هنوز ارزش دیدن دارد — نه اثری که حتماً باید دنبال آن رفت، اما در کمبود گزینهها دیدنی است.
(۶/۱۰)
تماشای خوبی بود؛ دوباره میبینمش و پیشنهاد میکنم.
این فیلم اثبات خوبی است که کِیتی هولمز نه تنها میتواند نقش اصلی را بر دوش بکشد، بلکه دامنهٔ وسیعی از تواناییهای بازیگری دارد.
فیلم کاملاً مبتنی بر کار روی شخصیت است؛ میتوان گفت محوریتِ اثر شخصیتهاست. میس میدوز شخصیتی بسیار پیچیده است که نمایش داده میشود، اما فیلم بهصورت روشن برای تماشاگر نمیگوید باید به چه نکاتی توجه کند (چیزی که بسیاری از فیلمها انجام نمیدهند)، و بنابراین برخی تماشاگران ممکن است نکات ظریف شخصیت و روانپریشی او را از دست بدهند.
این فیلم مرا به نسخهای ملایمتر از «آقای راست» یادآوری میکند، یا دستکم با ارزشهایی واقعیتر. و در همینجا مشکل نهفته است: هر بخش از این فیلم میتواند واقعی باشد، و این واقعگرایی گاهی بیننده را سرگرم نمیکند، چون بیش از حد به زندگی واقعی نزدیک است و معمولاً برای فرار از واقعیت سراغ فیلم میرویم.
فیلم یک استعاره است برای نیاز به ایستادگی و دفاع از حق هر جا که هستیم، و نمایشی است از تقابل خشونت و توقعات اجتماعی دربارهٔ زنان.
خیلیها ممکن است از آنچه این فیلم نشان میدهد متنفر شوند، اما احساس میکنم این بازتابی است از وضعیت ناخوشایند جامعهٔ ما.
این فیلم قطعاً خلأیی در صنعت را پر میکند؛ استادانه و خوب تولید شده است، اما با وجود کیفیتِ خوبِ نویسندگی، محتوایش برای همه خوشایند نخواهد بود.
هرچند شخصیت اصلی دوستداشتنی است، فیلم آنطور که باید کار نمیکند.
نمیتوانم این فیلم را بدون احساسات دوگانه ببینم. از یک سو از نتیجهٔ نهایی خوشم آمد، شخصیت اصلی را دوست داشتم و ایدهٔ کلی فیلمنامه را پسندیدم. از سوی دیگر مجبورم بپذیرم که فیلم بهعنوان یک کمدی سیاه ضعیف عمل میکند — حتی برای من که طرفدار طنز سیاه هستم، چیز خندهداری نداشت — و اگر بهجای کمدی سیاه به شکل یک درام با اندکی رمانتیک و رمز و راز طراحی شده بود، جالبتر میشد.
فیلمنامه از یک فرض خوب شروع میکند: زن جوانی دوستداشتنی با سلیقهای قدیمی که ظاهراً بیگناه و فراتر از هر شکّی است، اما بیخبر از دیگران، خود را وقف پاکسازی جهان از شرارتها کرده است. ایده خوب بود، اما فیلم آن را به چیز دیگری تبدیل میکند. میس میدوز دوستداشتنی است، اما کسی نیست که عمداً به مبارزه با جرم بپردازد. او دنبال مجرمها نمیگردد؛ تنها گاهی در مسیرشان قرار میگیرد، و این رفتارِ یک انتقامجو نیست. البته او در نهایت از سوی مراجع تحت تعقیب قرار میگیرد، چون با کلانتر محل قرار میگذارد، اما همچنان انتقامجو یا کسی که تصمیم گرفته عدالت را اجرا کند نیست — او واکنش نشان میدهد، عمل نمیکند.
علاوه بر این اشکال که برای من اساسی است، جزییات دیگری هم خیلی بد کار شدهاند؛ از جمله رسمیت عجیب میان دو معشوق که علیرغم رابطهٔشان، همدیگر را «میس» و «کلانتر» صدا میکنند و هیچگاه با نام کوچک خطاب نمیشوند، در حالی که نوعِ رابطهٔ بین مادر و دختر روی تماس تلفنی بسیار شخصی است. علاوه بر این، فیلم از نظر کشش و تأثیر دراماتیک ضعیف است: جرائم و مرگهای مختلفی رخ میدهد، اما در هیچکدام تنش واقعی ایجاد نمیشود. در نهایت، بخشی از سورئال و عجیبِ این فیلم در همین است: طبیعی و سبکبار بودنِ رخدادها و نحوهای که کلانتر گویا میخواهد رفتار عروس را نادیده بگیرد — رفتاری که شایستهٔ یک تحلیل روانپزشکی عمیق است.
کِیتی هولمز ستارهٔ این فیلم است. از بازیگران مورد علاقهام نیست، اما باید اعتراف کنم که در اینجا کار نسبتاً خوبی انجام داده است. او توانسته شخصیت را با جذابیت و کاریزمای زیادی جلوهگر کند و دیالوگها و شوخیهای پخته و نهانِ او تا حدی شبیهِ طنزهای بریتانیایی است. جیمز بِیج دیل حمایتی مؤثر ارائه میدهد، هرچند نقش او ضعیف طراحی و نوشته شده است. با وجود تلاش بازیگر، کلانتر تا حدی بیمنطق و غیرقابلباور است. ژان اسمارت، آوا کولکر، کالان مولوی و گراهام بکل نیز نقشهای محوله را بازی میکنند، اما فیلم جای درخشیدنِ آنها نیست.
از نظر فنی، فیلم روی سبک و خلق فضایی بین حومهٔ قدیمی و دیستوپیای سورئالیستی سرمایهگذاری کرده است. همه چیز کامل کار نکرده، اما شکست کامل هم نیست. موفقیت در انتخاب لوکیشنها و ساخت صحنهها مشهود است، همانطور که طراحی لباس کامل و دقیق میس میدوز جوان نیز بسیار خوشذوق و دقیق اجرا شده است. فیلمبرداری در کل خوب است؛ رنگهای روشن و سبکی که خوب از کار درآمده و تنها در صحنههای فلشبک با تونهای شستهتر و فضای تنشآلودتر قطع میشود. شخصاً دوست داشتم در بخشهایی که شخصیت مرکزی بیشتر وسواسی، بیمار یا مانیک میشود، فیلمبرداری تاریکتر و متراکمتری ببینم. موسیقی متن هم نقشش را بهصورت قابلقبول و بدون شگفتی بزرگی ایفا میکند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران