"هاوارد بیل" مجری خبری سالخورده شبکه UBS در سال 1970 است.او بینندگان خود را به طور ناگهانی از دست می دهد و شبکه او را اخراج می کند.او وارد راه غیر منتظره ای می شود که ...
"هاوارد بیل" مجری خبری سالخورده شبکه UBS در سال 1970 است.او بینندگان خود را به طور ناگهانی از دست می دهد و شبکه او را اخراج می کند.او وارد راه غیر منتظره ای می شود که ...
برندهٔ ۴ جایزهٔ اسکار؛ مجموعاً ۲۰ جایزه و ۲۷ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان252
بسیاری از منتقدان و سینمادوستان—و برخی حتی آن را بهترین فیلمنامه تاریخ نامیدهاند—«شبکه» را اثری تند، دقیق و فراتر از زمان میدانند. پدی چایفسکی در نگارش این فیلمنامه ترکیبی از طنز تلخ، نکتهسنجی سیاسی و درامی آزاردهنده را بهوجود آورده که بهشدت رابطهٔ میان تلویزیون، تجارت و جامعه را به چالش میکشد. داستان هاوارد بیل، مجری خبری فرسودهای که پس از اعلام تصمیمش برای خودکشی...
بسیاری از منتقدان و سینمادوستان—و برخی حتی آن را بهترین فیلمنامه تاریخ نامیدهاند—«شبکه» را اثری تند، دقیق و فراتر از زمان میدانند. پدی چایفسکی در نگارش این فیلمنامه ترکیبی از طنز تلخ، نکتهسنجی سیاسی و درامی آزاردهنده را بهوجود آورده که بهشدت رابطهٔ میان تلویزیون، تجارت و جامعه را به چالش میکشد. داستان هاوارد بیل، مجری خبری فرسودهای که پس از اعلام تصمیمش برای خودکشی زنده به ستارهای مبدل میشود و سپس بهواسطهٔ منافع شرکتها و بازیهای قدرت به کاریکاتوری از خودش بدل میگردد، نمایشی تراژیک-کمدی از فروپاشی اخلاق در رسانههاست.
فیلم با جملهٔ نمادینی که بیل فریاد میزند—«من بهشدت عصبانیام و دیگر تحملش را ندارم؛ به نزدیکترین پنجره بروید و فریاد بزنید»—به زبان مردم بدل میشود و نشان میدهد چگونه تلویزیون میتواند خشم و آمال جمعی را شکل دهد، دستکاری کند و در نهایت علیه خودشان به کار گیرد. سیدنی لومت در کارگردانی، با پلانهای کشیده و هدایت بازیها، اجازه میدهد بازیگران بهتدریج مخاطب را مسحور کنند و در عین حال شتاب و تلخی روایت را حفظ میکند.
بازیها از نقاط قوت فیلماند: پیتر فینچ در نقش بیل ترکیبی از شکنندگی و جنون دارد که صادقانه تاثیر میگذارد؛ فی داناوی در نقش دیانا کریستنسن، مدیر برنامهای بیرحم و فرصتطلب، با حضور سرد و محاسبهگرش فیلم را آهنگ میبخشد؛ ویلیام هولدن در نقش مکس، مدیر خستهٔ اخبار، تعادل انسانی اثر را حفظ میکند. بازیهای مکمل—از جمله رابرت دووال، ند بیتّی و بیتریس استریت—کاملاً مؤثر و به تقویت سرمای رسانهای داستان کمک میکنند.
«شبکه» بیش از یک ستیزهجویی شخصی علیه محتوای تلویزیون است؛ فیلم بهعنوان یک پژوهش اجتماعی عمل میکند که نشان میدهد چگونه بازار، سهام و آگهیدهندگان میتوانند حقیقت را به خدمت سود و تماشاگران را به مصرفکنندگان جاهل تبدیل کنند. پیشبینیهای فیلم دربارهٔ «تبلیتبندی» تلویزیون، تمرکز مالکیت رسانهای، فشارهای خارجی و گسترش سطحینگری و احساسگرایی در برنامهها، در دهههای بعد بهطرز نگرانکنندهای محقق شد و امروز حتی بهعنوان تمثیلی برای ظهور شبکههای اجتماعی هم قابل خواندن است.
برخی نقدها به پیچش نهایی داستان و چند تصمیم روایت انتقاد داشتهاند؛ برای مثال رابطهٔ عاشقانهٔ بین شخصیتهای هولدن و داناوی برای بعضیها کمتوسعه و مکمّل بهنظر میرسد، و برخی نیز معتقدند که پایان در مقاطعی از واقعنمایی دور میشود. با این حال جذابیت اصلی فیلم در تیزبینی فیلمنامه و قوت اجراهاست؛ حتی اگر برخی جزئیات داستانی مورد بحث باشند، پیام کلی و تأثیر فیلم همچنان قدرتمند و تکاندهنده باقی میماند.
در مجموع، «شبکه» فیلمی است که بیش از یک سرگرمی سینمایی ارائه میدهد: آیینهای است از روابط پیچیدهٔ قدرت، پول و اطلاعرسانی. اثری که با شیوهای کمرحم و درعینحال هوشمندانه، هم جامعه را نقد میکند و هم مخاطب را وادار به تأمل دربارهٔ نقش خود در چرخهٔ مصرف خبر و تصویر میسازد—و بههمین دلیل بعد از دههها هنوز تازگی و ضربهٔ خود را حفظ کرده است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران