سازمان بين المللي جنايي، اسپکتر، به دنبال راه انداختن جنگ جهاني سوم است. اما «جيمز باند» (کانري) وارد عمل مي شود و خيلي زود مرکز فرماندهي دشمن در اطراف آتشفشان خاموشي را شناسايي مي کند...
سازمان بين المللي جنايي، اسپکتر، به دنبال راه انداختن جنگ جهاني سوم است. اما «جيمز باند» (کانري) وارد عمل مي شود و خيلي زود مرکز فرماندهي دشمن در اطراف آتشفشان خاموشي را شناسايي مي کند...
نامزد دریافت ۱ جایزه بفتا؛ ۲ جایزه و در مجموع ۳ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان3354
جیمز به ژاپن میرود
"You Only Live Twice" (1967) مأمور 007 را به ژاپن میبرد، جایی که او در پی کشف پایگاه مخفی اسپکتر است که عملاً کپسولهای فضایی را میدزدد و با تهدید به جنگ بین آمریکا و شوروی دست به کار میشود.
این پنجمین قسمت مجموعه است و عناصر اکشن و جاسوسی در آن تقویت شده و پویاتر از فیلمهای قبلی به نظر میرسد. از...
جیمز به ژاپن میرود
"You Only Live Twice" (1967) مأمور 007 را به ژاپن میبرد، جایی که او در پی کشف پایگاه مخفی اسپکتر است که عملاً کپسولهای فضایی را میدزدد و با تهدید به جنگ بین آمریکا و شوروی دست به کار میشود.
این پنجمین قسمت مجموعه است و عناصر اکشن و جاسوسی در آن تقویت شده و پویاتر از فیلمهای قبلی به نظر میرسد. از نظر جنبههای جاسوسی گاهی قضایا تا حد اغراقآمیز و کارتونی پیش میرود. منتقدی درست اشاره کرده که این فیلم بیش از هر فیلم دیگری به آستین پاورز سوژه برای تمسخر داد. مثلاً صحنهای یادآور اپیزودی از Gilligan’s Island بود که گیلگان خود را مأمور 014 میدید (یادتان میآید قاشق سوپ؟). جای تعجب نیست که فرانچایز در دههٔ ۷۰ خندهدارتر شد — گامی منطقی به نظر میرسید.
با صرفنظر از اغراقهای جاسوسی، "You Only Live Twice" هر آنچه از یک فیلم باند انتظار دارید دارد: اکشن، توطئه، ابزارهای هوشمندانه، زنان جذاب، لوکیشنهای دیدنی و شرورانی بزرگتر از واقعیت. داستان بهاندازهٔ کافی جالب است که شما را درگیر نگه دارد و با گذر از یک صحنهٔ اکشن به صحنهٔ دیگر، تعلیق را میسازد تا به اوج انفجاری برسد. در سال ۱۹۶۷ محبوبیت زیادی داشت.
مدت نمایش: ۱ ساعت و ۵۷ دقیقه. فیلمبرداری عمدتاً در ژاپن انجام شده و بخشهایی هم در انگلستان، اسپانیا و جبلالطارق فیلمبرداری شدهاند.
امتیاز: A-
آره... فراموش شده نیست؟
شاید فراموش شده چون تلاش کردهاند شان کانری را بدل به مردی ژاپنی کنند تا او را پنهان کنند و نتیجهاش شبیه لئونارد نیموی پرمو شدهای است که سینهٔ پرمویی دارد. یا شاید به این خاطر که هلیکوپترهای کوچکش بیشتر به راجر مور میخورند تا شان کانری.
به هر حال، شروع فیلم نسبتاً قوی است اما در پایان از هم میپاشد. نیمهٔ اول فیلم، باندِ کانری است و در جاهایی تصویربرداریاش تقریباً سورئال است... اما در پایان تبدیل میشود به ۰۰۷ لئونارد نیموی نقابزده و این واقعاً تأسفآور است.
نمیتوانم کاملاً از فیلم بد بگویم، چون بخشهایی از آن واقعاً خوباند. فقط تصویر ۰۰۷ مبدلشده به مرد ژاپنیِ شبیه به لئونارد نیموی پُرمو از ذهنم بیرون نمیرود و این خاطرهای است که دههها بعد هم با شما میماند. اما اگر بتوانید از این مسئله بگذرید، همچنان فیلم نسبتاً خوبی از مجموعهٔ 007 است.
این در روزگار اوج فیلمهای 007 ساخته شده است.
وقتی 007 هیجانانگیز و سرگرمکننده بود. ضد و نقیضخوانها و کسانی که دیدگاههای بیگانهستیزانه دارند ممکن است آن را نقد کنند، اما فیلم کاملاً هیجانانگیز است. تقریباً همه نوع لوکیشن را داریم؛ حتی فضا را هم میبینیم. مناظری فوقالعاده زیبا که این فیلم را به یکی از آثار خوب باند تبدیل کردهاند؛ به نظر من در جایگاه پنجم قرار میگیرد.
بخش عمدهای از فیلم در ژاپن میگذرد و بسیاری بخشها هم آنجا فیلمبرداری شدهاند. اگرچه Thunderball بیشترین الهام را به آستین پاورز داده، احتمالاً این فیلم در مقام دومِ الهامبخشی قرار دارد — و این نکتهای مثبت است. بیایید قبول کنیم فیلمهای باند قرن بیست و یکم حتی نمیتوانند الهامبخش یک پرتاب توپ بیسبال باشند.
این فیلم در عصری ساخته شده که پیراناها خطرناک تصور میشدند و این نکته نقش مهمی در فیلم دارد. «بلوهارد» (اسم من برای شخصیت شمارهٔ یک) دوست دارد به پیراناهایش غذا بدهد. و حدس بزنید چه غذایی به آنها میدهد.
اکشن فراوان، مناظر زیاد، زنان زیبا، شوخیهای خوب و ابزارهای مختلف؛ همه چیز هست، به همین دلیل شاید خیلی از منتقدان از آن حسادت کنند.
این بار 007 (شان کانری) باید اتفاقات مرموزی در فضا را پیگیری کند، چون ابتدا یک موشک آمریکایی و سپس یک موشک شوروی ناپدید میشوند. طبیعی است که دو طرف یکدیگر را مقصر بدانند، اما "ام" (برنارد لی) حدس میزند منشا ماجرا ممکن است ژاپن باشد و بنابراین آقای باند ما به مأموریت فرستاده میشود. او با رئیس جاسوسی ژاپن، «تایگر» (تتسرو تانبا)، که قطار زیرزمینیِ مخصوص خودش را دارد، متحد میشود و بهزودی رد «نینگ پو» را میگیرد، کشتیای که به یک جزیرهٔ کوچک لنگر انداخته و ممکن است پاسخها را داشته باشد.
فیلم پر از صحنههای اکشن است — نبردهای آکروباتیکِ «لیتل نِلی» یکی از بهترهاست. آکیکو واکابایاشی جلوهٔ دلنشینی به فیلم میدهد هرچند نقش عمیقی ندارد، و دونالد پلیزنس با پِیراناهایی در دست بهعنوان دشمن طراح نقشه ظاهر میشود. در پانزده دقیقهٔ پایانی، مجموعهای از صحنههای نبرد که طراحیشان ناامیدکننده است رخ میدهد، در حالی که تا قبل از آن فیلم نسبتاً پیچیدهتر و جذابتر و مبتنی بر حیله و رمز و راز و نیز جلوههایی از فرهنگ ژاپن (از جمله آداب جالبِ حمام و آیینهای عروسی که جیمز هم با رغبت در آن شرکت میکند) بود. فیلم خوبی است، با آهنگ تم خاطرهانگیز نانسی سیناترا (اثر باری و بریکاس)، اما به نظر من جزو بهترینها نیست.
بهبود یافته نسبت به Thunderball اما هنوز به سه فیلم اصلی کانری نمیرسد؛ با این وجود نمادین است و نیاز به بازنگری دارد.
سرگرمکننده است اما به اندازهٔ قسمتهای قبلی خوب نیست. فضای ژاپنی را دوست داشتم و کانری قطعاً کاریزماتیک است؛ نمیتوانم از زیبایی میه هاما در بیکینی هم چشمپوشی کنم، اما چیزی کم بود. همچنین فکر میکنم دونالد پلیزنس به اندازهٔ بلوفلد تهدیدکننده به نظر نمیرسید. با این حال، راهی سرگرمکننده برای گذران دو ساعت است.
امتیاز: 3.5/5
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران