«لی سایمن» خبرنگاری ناموفق است که آرزوی رمان نویسی را نیز در سر می پروراند. او سعی می کند به افراد مشهور و ستاره ها نزدیک شود، از این رو بعد از جدایی از همسرش فرصتی می یابد تا بسیاری از این افراد را بعضا به واسطه شغلش ملاقات کند...
«لی سایمن» خبرنگاری ناموفق است که آرزوی رمان نویسی را نیز در سر می پروراند. او سعی می کند به افراد مشهور و ستاره ها نزدیک شود، از این رو بعد از جدایی از همسرش فرصتی می یابد تا بسیاری از این افراد را بعضا به واسطه شغلش ملاقات کند...
لی (با بازی کنت برانا) و همسرش رابین (جودی دیویس) سالها در یک روند یکنواخت زندگی کردهاند تا اینکه او ناگهان اعلام طلاق میکند. لی که حالا بیشتر مشغول نوشتن گزارشهای سفر شده، بعد از شرکت در یک دورهمی دبیرستانی درمییابد که اگر تغییری ندهد زندگیاش بهکلی بیرنگ و یکنواخت خواهد ماند. رابین این خبر را خوب نمیپذیرد و برای تسکین به دورهای خلوتگزینی یا...
لی (با بازی کنت برانا) و همسرش رابین (جودی دیویس) سالها در یک روند یکنواخت زندگی کردهاند تا اینکه او ناگهان اعلام طلاق میکند. لی که حالا بیشتر مشغول نوشتن گزارشهای سفر شده، بعد از شرکت در یک دورهمی دبیرستانی درمییابد که اگر تغییری ندهد زندگیاش بهکلی بیرنگ و یکنواخت خواهد ماند. رابین این خبر را خوب نمیپذیرد و برای تسکین به دورهای خلوتگزینی یا بازسازی روحی پناه میبرد—دورهای که شاید خود بخشی از مشکل باشد. لی معتقد است مذهب کاتولیک سختگیرانهٔ همسرش زندگی جنسیشان را سرکوب کرده و این امر خلاقیت او را نیز تحتتأثیر قرار داده؛ او امیدوار است معشوقهٔ جدیدش بانی (فامکه ینسن)، که خود ویراستار داستان است، بتواند آن شور را بیدار کند. در مقابل، رابین دوباره روی پا میافتد و بهزودی برای یک مدیر تلویزیونی به نام تونی (جو مانتگنا) کار میکند و افقهای تازهای پیش رویش قرار میگیرد. وقتی این دو نفر زندگیهای مستقلی را شروع میکنند، یکی از آن لذت میبرد و دیگری شاید کمتر.
این فیلم در مجموع درامی قابل قبول است که بیش از همه نشانگر قدرت وودی آلن در گردهم آوردن بازیگران برجسته است، اما شیوهٔ اپیزودیک روایت برای من بیشتر شکست میخورد تا موفق باشد. درامی که زیرپوستِ خودِ داستان ازدواج را دارد، چندان جذابیت ندارد و فیلم را عملاً یک صحنهٔ زنده و باورپذیر با لئوناردو دیکاپریو نجات میدهد؛ جایی که او نقش ستارهای لوس را بازی میکند که در یک انفجار خشم با دوستدخترش به تهدید برای خراب کردن هتل متوسل میشود و فیلم را برای لحظاتی جان میبخشد. فیلم بیشازحد طولانی است، گاهی تکراری و بسیار پرگفتوگو—چهرهها انگار هرگز سکوت نمیکنند تا حرفهای پیشین را بشنوند یا پیامها را هضم و به کار بگیرند. سیاهوسفید بودن و موسیقی متن با حالتی کلاسیک به ظاهر فیلم کمک میکند، اما بهعنوان یک فرصتی برای هجوِ دنیای شهرت و ناپایداری شهرت، چندان راضیکننده نیست.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران