درقرن ۱۴ میلادی، شوالیه ها در حال انتقال یک جادوگر زن به صومعه می باشند، زیرا راهبان گمان می کنند ممکن است قدرت های این زن باعث شیوع طاعون سیاه شده باشد...
درقرن ۱۴ میلادی، شوالیه ها در حال انتقال یک جادوگر زن به صومعه می باشند، زیرا راهبان گمان می کنند ممکن است قدرت های این زن باعث شیوع طاعون سیاه شده باشد...
این فیلم هرگز نقدهای خیلی خوبی دریافت نکرد و باید بگویم از بهترینهایی که دیدهام نبود، هرچند نیکلاس کیج یکی از بازیگران مورد علاقهام است. از سوی دیگر، هرگز از دیدن مرگ بازیگران محبوبم در پایان فیلم خوشم نیامده است. جلوههای تصویری کامپیوتری، بهویژه در صحنههای پایانی، کیفیت نسبتاً متوسطی داشتند.
با این حال، در مجموع فیلمی نسبتاً دلپذیر در ژانر فانتزی/اکشنِ قرون وسطایی با شمشیرکشی...
این فیلم هرگز نقدهای خیلی خوبی دریافت نکرد و باید بگویم از بهترینهایی که دیدهام نبود، هرچند نیکلاس کیج یکی از بازیگران مورد علاقهام است. از سوی دیگر، هرگز از دیدن مرگ بازیگران محبوبم در پایان فیلم خوشم نیامده است. جلوههای تصویری کامپیوتری، بهویژه در صحنههای پایانی، کیفیت نسبتاً متوسطی داشتند.
با این حال، در مجموع فیلمی نسبتاً دلپذیر در ژانر فانتزی/اکشنِ قرون وسطایی با شمشیرکشی و عناصر ماورایی بود و بهآنصورت که منتقدان نشان دادند هم بد نیست؛ البته چندان هم عجیب نیست که منتقدان مثل همیشه کمی اغراقآمیز برخورد کنند.
شوالیهها، جنگهای صلیبی، طاعون سیاه، جادوگرها، قلعهها، جنگلهای مهآلود و شیاطین
فیلم «فصل جادو» که اوایل ۲۰۱۱ منتشر شد و به کارگردانی دومینیک سنا ساخته شده، ماجرای دو شوالیه سابق توتونیک (نیکلاس کیج و ران پرلمن) را بازگو میکند که در سفری در استیریا، منطقهای در اتریش امروزی، مأمور میشوند زنی متهم به جادوگری (کلر فوی) را به صومعهای دورافتاده در کوهستان ببرند تا محاکمه شود و شاید جلوی گسترش طاعون سیاه را بگیرند. استفن کمبل مور، استفن گراهام و روبرت شیهان نیز آنها را همراهی میکنند.
این فیلم تا حدی نسخهٔ آمریکاییِ فیلم اروپایی «Black Death» است که تقریباً در همان زمان اکران شد. هر دو فیلم تصویری تیره، زمخت و خشن از اروپا در قرون وسطی ارائه میدهند، اما «فصل جادو» بیشتر شبیه یک پرفروش کلیشهای با قهرمانان امروزیپسند، دیالوگهای بامزه و اوجگیریِ پر از جلوههای ویژه است. «Black Death» عمیقتر، تفکربرانگیزتر و واقعگرایانهتر است و به همین دلیل از نظر من ارزش بیشتری دارد.
«فصل جادو» از نظر سرگرمکنندگی سنتی فیلم موفقتری است و هر کسی که فیلمهای مربوط به دورهٔ قرون وسطی را میپسندد بد نیست آن را ببیند. فیلمهایی که ممکن است به ذهنتان بیاید شامل «نام گل سرخ»، «پادشاهی بهشت»، «رابین هود» (۲۰۱۰)، «آیرونکلاد»، «شاه آرتور»، «فرمانروای اژدها»، «زیبای خفتهٔ پریان»، «تریستان و ایزولده» و «رابین هود، شاهزادهٔ دزدها» هستند. «فصل جادو» از بسیاری از اینها کمتر یا دستکم به همان اندازه خوب است.
تصاویر رنگارنگ و چشمنوازِ قرون وسطایی (قلعهها، زندانها، روستاها، جنگلهای تاریک و کوههای نفسگیر) بسیار جذاباند و دو شخصیت اصلی با تعاملهای بامزهشان خوب از آب درآمدهاند. همچنین کلر فوی خوشنماست. صحنهٔ عبور از پل طنابی که یادآور فیلم «جادوگر» است دیدنی است. اگرچه اوج فیلم تا حدی کارتونی و اغراقشده است، لحن فیلم تا آن نقطه نسبتاً شبهواقعگرایانه حفظ میشود، شبیه «رابین هود، شاهزادهٔ دزدها».
مدت زمان فیلم حدود ۱ ساعت و ۳۵ دقیقه است و تصاویر در اتریش، مجارستان و کرواسی فیلمبرداری شده و بازفیلمبرداریهایی هم در لوئیزیانا انجام شد. فیلمنامه از براگی اف. شوُت است. کریستوفر لی در نقش کاردینال دَمبرواز با ظاهر آشفتهاش تقریباً غیرقابلشناسایی است.
امتیاز کلی: A-/B+
نمونهای کامل از اینکه چگونه بیاحترامی به گذشته و تاریخ میتواند یک فیلم را کاملاً نابود کند، حتی اگر فیلم تخیلی باشد.
من از تماشای فیلمهای تاریخی لذت میبرم، اما کاری که بهعنوان تاریخنگار انجام میدهم باعث شده در مواجهه با این دست آثار حساستر شوم؛ دلیلش ناتوانی بسیاری از سازندگان در ترکیب آزادی هنری با رعایت دقیق حقایق تاریخی و آداب و رسومی است که وابسته به دورهٔ خاصیاند. با کنجکاوی این فیلم را دیدم و بعد از دیدن آن دلم میخواست کارگردان دومینیک سنا و فیلمنامهنویس براگی شوُت را بزنی! هیچکدام لیاقت احترامی که شایستهٔ یک اثر تاریخی هست را ندارند. این فیلم توهینی به تاریخنگاران است، حتی اگر غیرعمدی باشد.
مشکل بزرگ فیلم فیلمنامه است؛ نوشتاری که مثل چسبی قطعات چند داستان مختلف را کنار هم چسبانده: از جنگهای صلیبی شروع میکنیم، دو شوالیه را در چند نبرد میبینیم و ناگهان، بهطرزی ناگهانی، آنها گویا پشتشان را به کلیسا میکنند و احتمالاً راه بازگشت به وطن میگیرند. در مسیر با طاعون روبهرو میشوند و زنی که متهم به جادوگری و مقصر شناخته شدن در شیوع بیماری است، دستگیر شده. کار آنها است که این زن را به صومعهای ببرند تا عدهای راهب با استناد به کتابی که در هیچجا وجود ندارد، او را محاکمه کنند.
وقتی فیلمی با پشتزمینهٔ تاریخی میسازید، دستکم باید از مشاور تاریخی کمک بگیرید؛ هیچکس نباید مغرورانه تصور کند همهچیز را میداند یا مخاطب را آدمی بداند که هرچه نشان داده شود را خواهد پذیرفت. این فیلم نمونهٔ بارزی از ناسازگاریِ تاریخی در سینماست! چگونه تولید اجازه داده عناصر قطعی دورهٔ باروک در بستری کاملاً قرونوسطایی قرار بگیرند؟ چگونه ممکن است شخصیتها دستهایشان را با الکل ضدعفونی کنند در حالی که الکل به این شکل برای ضدعفونی میان مردمان قرون وسطی شناختهشده نبوده؟ از چه زمانی در استیریا دریا وجود داشته در حالی که این ناحیه درونسرزمینی در اتریش و اسلوونی امروز است؟ چگونه مفهوم «ترکخدمت» یا دِفِکت کردن برای شخصیتها مطرح میشود در حالی که این مفهوم نظامی اصلاً در آن زمان وجود نداشت؟
و اگر این سؤالات کوچک جدیاند، چیزی که بسیار بدتر است این است که جنگهای صلیبی تلاش عظیم دینی، سیاسی و نظامیای بودند که نزدیک به سه قرن مسیحیت را درگیر کردند، اما آن تلاش عملاً دههها پیش از طاعون سیاه پایان یافته بود و بسیار پیش از تاریخی که فیلم برای میدانهای نبرد خود به کار میبرد. در قرن چهاردهم جنگهای صلیبی جدی وجود نداشت. نبرد آرتا که در فیلم نشان داده میشود دوصد سال پیشتر، در سال ۱۱۰۵ رخ داده بود. بنابراین فیلم عمداً جنگهای صلیبی را دو قرن به تأخیر انداخت تا تقریباً همزمان با طاعون جلوه کند و شخصیتها در هر دو واقعه شرکت داشته باشند؛ این کاملاً پوچ است! چیز دیگری که در قرون وسطی عملاً وجود نداشت، مفهوم «شکار جادوگران» به آن صورت است. برای مردم قرون وسطی شیطان تهدیدی بود و طبیعتاً بین کارهای شیطانی و پژوهشهای برخی حکمرانان، کیمیاگران یا دانشمندان رابطهای وجود داشت، اما آنچه امروز بهعنوان آزار و تعقیب جادوگران میشناسیم، عمدتاً از قرن شانزدهم به بعد و بهعنوان واکنش روحانیون به رفرماسیون و ایدههایی شکل گرفت که سلطهٔ کلیسا بر دانش را تهدید میکردند.
دلم برای نیکلاس کیج و ران پرلمن میسوزد. هر دو بازیگرانی هستند که برایشان احترام قائلم و دیدنشان در چنین فیلم کممایهای تأسفآور است، با توجه به اینکه آنها در این اثر از معدود نکات مثبتاند. حتی اگر همهچیز به گونهای تاریخی و درست ساخته شده بود، پایان فیلم چنان احمقانه است که تمام تلاشهای قبلی را خراب میکند. سایر اعضای بازیگران، جز این دو نفر، در هیچ نقطهای به چشم نمیآیند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران