منچوری، سال 1950. نگهبانان خشنی که جنایتکاران جنگی را با قطار از شوروی به چین کمونیست می برند، جلوی خودکشی «پویی» (لون)، امپراتور سابق چین را می گیرند. در ادامه، همراه با مراحل باز آموزی او، زندگی اش را مرور می کنیم...
منچوری، سال 1950. نگهبانان خشنی که جنایتکاران جنگی را با قطار از شوروی به چین کمونیست می برند، جلوی خودکشی «پویی» (لون)، امپراتور سابق چین را می گیرند. در ادامه، همراه با مراحل باز آموزی او، زندگی اش را مرور می کنیم...
برندهٔ ۹ جایزهٔ اسکار؛ مجموعاً ۶۲ جایزه و ۲۶ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان819
تماشای این فیلم روی پردهی بزرگ تجربهای باشکوه است. فیلم پایان یک امپراتوری و تولد امپراتوریهای نو را به شکلی رنگارنگ، پرزرقوبرق و بسیار هنرمندانه نمایش میدهد. با مرگ امپراتریس بزرگ، کودک پویی بر تخت اژدها مینشیند و در شهر ممنوعه میان همسران و مُغها زندگی میکند. او بزرگ میشود و بهاشتباه باور میکند که حکومت حق الهیِ اوست؛ تا اینکه با ورود آموزگارش آر.جی....
تماشای این فیلم روی پردهی بزرگ تجربهای باشکوه است. فیلم پایان یک امپراتوری و تولد امپراتوریهای نو را به شکلی رنگارنگ، پرزرقوبرق و بسیار هنرمندانه نمایش میدهد. با مرگ امپراتریس بزرگ، کودک پویی بر تخت اژدها مینشیند و در شهر ممنوعه میان همسران و مُغها زندگی میکند. او بزرگ میشود و بهاشتباه باور میکند که حکومت حق الهیِ اوست؛ تا اینکه با ورود آموزگارش آر.جی. (پیتر اوتول) و بهدستآوردن عینک، به تدریج چشمانش به واقعیت باز میشود: قلمرو او در حصار دیواری از کاشیهای زرد طلایی محصور است. وقتی این آرامش با حوادث خونین بیرون بههم میریزد، امپراتور (که بعدها جان لون ایفای نقش میکند) به زودی خود را مردی خوشگذران، همسری درگیر تریاک (جوآن چن) و عروسکی در دستان ژاپنیهای مکار مییابد. با ورود جنگ جهانی دوم و کشمکشهای قدرت، بازگرداندن او به جامعهی تازه تأسیس کمونیستی چین — که تا حدودی بیرحمانه است — با حساسیت نشان داده میشود و از اغراق یا احساسگرایی بیشازحد پرهیز میکند.
موسیقی متن به غنای تصویربرداری — که بیتردید ستارهی اصلی فیلم است — عمق میبخشد. فیلمبرداری در دل شکوه مجموعهی واقعی کاخ امپراتوری در پکن، عظمت، انزوا و تجمل زندگی در این مجموعهی مرمری و ویلاهای رنگآمیز را بهخوبی منتقل میکند، در حالی که بیرون از دیوارها فقر و خرافه حکومت میکنند. طراحی لباس نیز در ثبت جزئیات دوره از اوایل تا میانهی قرن بیستم فوقالعاده است. از نظر بازیگری، به جز اجرای جذاب کودک سهسالهی کنجکاو و بازیگوش (ریچارد وو)، سایر بازیها تا حدی معمولیاند؛ اوتول کمحضور است و کاملاً در نقش عالم جهاندیده نمینشیند، و لون و چن هرچند قابلیاند، بیشتر نور را روی دیالوگهای خشک میافکنند. این فیلم بیش از آنکه فیلمی دربارهی کلمات باشد، فیلمی دربارهی تصاویر است: دربارهی تاریخ، سیاست، فساد، خیانت — و حتی کمی عشق — همه در قالبی خلاقانه و زیبا. دیدن آن روی تلویزیون اتلاف است؛ این اثر بیشک یکی از بهترین نمونههای سینمای حماسی است که تاکنون ساخته شده و برتولوچی بخش زیادی از خود را در این درام زیبا گذاشته است. دیدنش واجب است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران