اتفاقات این فیلم در اواخر دههی هشتاد میلادی در انگلستان در حال رخ دادن است ، پسری نوجوان از یک خانوادهی آسیایی یاد میگیرد که بهتر زندگی کند و خانوادهاش را درک کند. او همچنین با الهام از موسیقی بروس اسپرینگستین صدای خودش را به گوش همه میرساند و…
اتفاقات این فیلم در اواخر دههی هشتاد میلادی در انگلستان در حال رخ دادن است ، پسری نوجوان از یک خانوادهی آسیایی یاد میگیرد که بهتر زندگی کند و خانوادهاش را درک کند. او همچنین با الهام از موسیقی بروس اسپرینگستین صدای خودش را به گوش همه میرساند و…
شاید دلیلش همان حس «انگار قبلاً این را دیدهام» بود، اما فیلم «کور از نور» چندان تأثیرگذار نبود. از طنز، از دل و از ظرافت آثار پیشین چادا بیبهره است و بنابراین ضعیفتر از انتظار ظاهر میشود.
— جس فنتون
اهمیت نمایشِ نمایندگان اقلیت این نیست که صرفاً با یک گروه خاص حرف بزند، بلکه نشان دادن این است که در اعماق وجود، همه ما با همان...
شاید دلیلش همان حس «انگار قبلاً این را دیدهام» بود، اما فیلم «کور از نور» چندان تأثیرگذار نبود. از طنز، از دل و از ظرافت آثار پیشین چادا بیبهره است و بنابراین ضعیفتر از انتظار ظاهر میشود.
— جس فنتون
اهمیت نمایشِ نمایندگان اقلیت این نیست که صرفاً با یک گروه خاص حرف بزند، بلکه نشان دادن این است که در اعماق وجود، همه ما با همان مسائل و مشکلات روبهرو هستیم، فارغ از توانایی، نژاد، جنسیت، مذهب یا هر ویژگی دیگری که برای جدا کردنمان به کار میرود. این فیلم فقط درباره پسربچهای که هویت خود را بهعنوان یک پاکستانی-بریتانیایی مسلمان کشف میکند نیست؛ فراتر میرود و مبارزه ورود به بلوغ و کشاکش میان والدین و فرزند را تصویر میکند.
موزیکتِرَکهای اسپرینگستین پایهای برای گذار جاوید از پسر به مرد است، در مسیر دنبال کردن رؤیاهایش؛ تصویری زیبا از بریتانیای اواسط دههٔ ۸۰ که بهعنوان فضایی تیره و پر از ناامیدی نمایش داده میشود و با دعاها و رؤیاهای فرداهای بهتر سرپا نگه داشته شده است.
بخش موردعلاقهام همان لحظهای است که موسیقی اسپرینگستین وارد میشود؛ واکنشی شبیه واکنش من در همان سن نسبت به گروهی ناشناخته به نام The Airborne Toxic Event که آنها هم از «باس» الهام گرفته بودند. اشعار روی صفحه چشمک میزنند، در حالی که طوفانی بیرون در جریان است؛ انرژی از پرده پخش میشود و آهنگ «I'm on Fire» در گوش طنینانداز میگردد. در آن دقایق کوتاه، جادوی سینما پرتوانتر از همیشه به نظرم آمد.
۳۰ دقیقه پایانی فیلم مرا واقعاً به گریه انداخت؛ احساسی که تنها چند فیلم خاص در من برمیانگیزند. تأثیرگذارترین بخشها آنهایی بودند که به میراث فرهنگی شخصیتها مربوط میشد و بسیار حسِ آشنایی و نزدیکی داشتند.
در کل، اگر دنبال فیلمی گرم و دلنشین برای فرار از روزمرگی میگردید، این فیلم میتواند همان حس را بدهد.
داستانی ملایم و خندهدار درباره پسری که پس از آنکه دوستش او را با موسیقی بروس اسپرینگستین آشنا میکند، کاملاً دیدگاهش نسبت به زندگی تغییر میکند. وایویک کالرا در نقش جوان «جاوید» و دین-چارلز چپمن در نقش دوست دلخورش «مت» هر دو اجراهای جذابی دارند و موسیقی، روایت بهیادماندنیای برای داستان بلوغ فراهم میآورد که در پسزمینهای از نژادپرستی، تعصب، نوسانات هورمونی و اضطراب رخ میدهد. فیلم مرا به یاد بریتانیا در اواخر دههٔ هشتاد میاندازد؛ زمانی که واقعاً باید برای خرید بلیت کنسرت در صف یکی از فروشگاههای موسیقی میایستادی، گاهی حوالی ساعت ۰۰:۰۱ صبح. به نقش معلمش، «پگی کارتر»، هم توجه کنید.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران