ده سال پس از کشتار بزرگ اول "مایکل میرز" به هوش می آید و به "هادونفیلد" باز می گردد تا خواهرزاده هفت ساله خود را در هالووین به قتل برساند. آیا دکتر "لومیس" می تواند او را متوقف کند ؟
ده سال پس از کشتار بزرگ اول "مایکل میرز" به هوش می آید و به "هادونفیلد" باز می گردد تا خواهرزاده هفت ساله خود را در هالووین به قتل برساند. آیا دکتر "لومیس" می تواند او را متوقف کند ؟
آخرالزمان، پایان دنیا، آرماگدون — همیشه یک چهره و یک نام دارد.
بعد از اینکه Halloween III بدون مایکل مایرز، ماشین کشتار شکستناپذیر مجموعه، راه جدیدی گرفت و حقوق سری تغییر کرد، قسمت چهارم (که در واقع ادامهٔ قسمت سه است) مایرز را بازگرداند. پس از ده سال کما، مایرز برای انتقال به یک مرکز درمانی آماده است، اما بیدار میشود و وقتی میفهمد در هادونفیلد...
آخرالزمان، پایان دنیا، آرماگدون — همیشه یک چهره و یک نام دارد.
بعد از اینکه Halloween III بدون مایکل مایرز، ماشین کشتار شکستناپذیر مجموعه، راه جدیدی گرفت و حقوق سری تغییر کرد، قسمت چهارم (که در واقع ادامهٔ قسمت سه است) مایرز را بازگرداند. پس از ده سال کما، مایرز برای انتقال به یک مرکز درمانی آماده است، اما بیدار میشود و وقتی میفهمد در هادونفیلد یک خواهرزاده دارد، عازم همانجایی میشود که همهچیز از آن آغاز شد و در پی یک کشتار زنجیرهای برمیآید.
این یکی از دنبالههای هالووین است که بین طرفداران سری بحثبرانگیز است؛ عدهای از کمخونی خون و فیلمنامهٔ معمولی آن شکایت میکنند (هر دو نقد منطقیاند)، و عدهای مثل من از این خوشحالند که فیلم به همان چیزی بازمیگردد که شروع درخشان سری را ساخت. حتی یک اشارهٔ شیطنتآمیز و عالی به آغاز فیلم ۷۸ هم دارد.
هادونفیلد به شهری محاصرهشده بدل میشود؛ این کار یک هیولاست، یا همانطور که دکتر زخمخوردهٔ دونالد پلیزنس میگوید — «شر روی دو پا». مایرز اینجا و آنجا تنها دیده میشود و همین دیدارهای گذرا آن حس تعلیق فراطبیعی را میافزاید تا وقتی که او روی خواهرزادهاش و خواهرخواندهٔ او متمرکز میشود و تعقیب آغاز میگردد. برخی شخصیتپردازیهای میانی تنها برای کش دادن زماناند، همان لفاظیهای عاشقانه و بحران نوجوانان، اما دکتر مصمم لومیسِ پلیزنس همیشه نزدیک است تا به ما یادآوری کند که همه محکوماند! و البته پایانبندی فیلم فوقالعاده است.
اینجا خبری از عمق ذهنی یا فلسفه نیست، اما دنبالهای شایسته و پیروی خوب برای شرور نمادین است. داستان به سطح دیگری رفته و طرفداران را برای قسمتهای بعدی تشنه میگذارد. امتیاز: 7/10
نمیدانم کدام یک از چهار (یا سال آینده احتمالاً پنج) خط سیر مختلف هالووین را باید «رسمی» دانست، اما شخصاً همیشه آن خط سیر را که شامل فیلمهای «مایکل مایرز» میشود، برای خودم رسمی تلقی کردهام. لزوماً بهترین فیلمها نیستند، اما طولانیترین خط سیرند و (به جز Season of the Witch) اولین هم هستند. هالووین ۴ مقدمهٔ خوبی برای ادامهٔ این پیوستاری خاص است. قطعاً فیلم بینقصی نیست، اما اگر دنبال قتلهای پسزمینه برای همراهی با حالوهوای اکتبر هستید، میتواند انتخاب بهتری از بسیاری باشد.
امتیاز نهایی: ★★½ — چیزهای زیادی داشت که مرا جذب کرد، اما بهعنوان یک کل زیاد موفق نبود.
بهتر از نسخهٔ اصلی؛ و یکی از بهترین اسلشرهای دههٔ ۸۰
ده سال پس از حوادث «هالووین» و «هالووین II» (که هر دو در شب هالووین ۱۹۷۸ رخ دادند)، مایکل مایرز بار دیگر از اسارت فرار میکند و به زادگاهش در ایلینویز بازمیگردد، در حالی که دکتر لومیس نگران (دونالد پلیزنس) دنبالش است. مایرز به دنبال دختر خواهرش، جیمی، میافتد و اگر لازم باشد کل شهر هادونفیلد را هم نابود میکند.
«هالووین ۴: بازگشت مایکل مایرز» (۱۹۸۸) در میان بهترین اسلشرهای دههٔ ۸۰ قرار دارد و در واقع از پدرخواندهٔ گاهی بیشازحد تقدیسشدهٔ ژانر، «هالووین» (۱۹۷۸)، جلو میزند. در حالی که فیلم اصلی یک اسلشر ساده اما کلاسیک و مؤثر بود و شایستگی آغاز موج را دارد، خالی از اشکال هم نبود؛ «هالووین ۴» (۱) آن مشکلات را اصلاح میکند و (۲) نقاط قوت را بهتر به نمایش میگذارد.
برای مثال، در فیلم اصلی اگرچه داستان در طول هالووین در ایلینویز رخ میدهد، از روی تصاویر خیلی مشخص نیست و بیشتر شبیه تابستان به نظر میرسد. این فیلم اما بهروشنی فضای پاییزی دارد و حالوهوای هالووین را با بچههای پیادهروی لباسپوشان و جزئیات دیگر بهتر منتقل میکند. نمونهٔ دیگر، کمتحرکی فیلم اول و اینکه مایکل فقط چند نوجوان را میکشد و چندان ترسناک به نظر نمیرسد؛ در این فیلم تعلیق بهتدریج افزایش مییابد و خطرناکی مایکل را بهتر منتقل میکند و آمار قربانیان را نیز بالا میبرد.
پیشرفتهای دیگر شامل حذف دیالوگهای سطحی (مثل تکگویی دخترها هنگام راهرفتن در فیلم اصلی) است و دکتر لومیس در اینجا کارهای جالبتری برای انجام دارد تا اینکه در بوتهها کنار خانهٔ ویران مایرز پنهان شود و حرفهای تهدیدآمیز بزند. وقتی لومیس در این قسمت تکگویی میکند، دلایل خوبی برای باور او وجود دارد (مثلاً اتفاقی که برای ادارهٔ پلیس میافتد).
یک بهبود دیگر — قابل بحث — مربوط به زنان فیلم است: با اینکه جیمی لی کرتیس، نانسی کایز و پیجی سولز در فیلم اصلی خوب بودند، «هالووین ۴» از الی کورنلِ دوستداشتنی در نقش ریچل و کاتلین کینمونِ خوشسیما در نقش کلی بهره میبرد و فیلم هم از حضورشان بهطرزی درخور استفاده میکند. ریچل ممکن است در ابتدا چندان برجسته به نظر نرسد، اما با پیشروی داستان بهعنوان یک «گرل نهایی» جذاب و شرافتمند ظاهر میشود.
فُرچونِ «جمعهٔ سیزدهم» دو سال پس از «هالووین» در ۱۹۸۰ متولد شد؛ و تا اکتبر ۱۹۸۸ که این فیلم منتشر شد، سری «جمعه» هفت فیلم داشت. در همین زمان، «هالووین ۴» تنها سومین فیلم مایکل مایرز بود (با اینکه «هالووین ۳» عجیباً از اساطیر مایکل مایرز جدا بود).
«جمعهٔ سیزدهم» البته از «هالووین» تقلید کرد، اما همزمان اجزای نوآورانهای به ژانر افزود (مثلاً کمپ تابستانی و همهٔ چیزهای مرتبط با آن، زنان جذابتر در ژانر اسلشر، و یک ماشین کشتار فوقطبیعی که تدریجاً قویتر میشد). «هالووین ۴» تا حدی از «جمعه» انتقام میگیرد و از آن عناصر قرض میگیرد؛ مثلاً شخصیت جیمی لوید و آنچه بر سر او میآید شبیه قوس داستانی تامی جارویس چند سال پیش است. شاید بزرگترین انتقام این باشد که «هالووین ۴» از هر دنبالهٔ «جمعه» پس از قسمت دوم بهتر است و دستکم بهاندازهٔ قسمت دوم مؤثر است.
فیلم اول در نواحی لسآنجلس (ساوت پاسادنا و هالیوود) فیلمبرداری شد، در حالی که این فیلم در منطقهٔ سالت لیک سیتی، یوتا ساخته شده است. مثل فیلم اول، موجز است و بیش از اندازه طولانی نمیشود.
رتبه: A
متوسط. اما آن پایان لعنتی... یعنی واقعاً آن پایان. یکی از برترینها نه فقط در میان اسلشرها، که در کل تاریخ وحشت.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران