دو کاراگاه، یکی تازه کار و دیگری کارکشته به دنبال دستگیری یک قاتل زنجیرهای هستند که با الهام از هفت گناه کبیره(شکم پرستی، تنبلی، خشم، طمع، حسادت، تکبر و شهوت) قربانی های خود را انتخاب میکند
دو کاراگاه، یکی تازه کار و دیگری کارکشته به دنبال دستگیری یک قاتل زنجیرهای هستند که با الهام از هفت گناه کبیره(شکم پرستی، تنبلی، خشم، طمع، حسادت، تکبر و شهوت) قربانی های خود را انتخاب میکند
او به اندازهٔ هر کسی که تا به حال دیدهام، درد و رنج را تجربه کرده است، کم یا زیاد، و همچنان جهنم در انتظارش است.
هشدار: لو دادن داستان
«Se7en» را دیوید فینچر کارگردانی و اندرو کوین واکر نویسندگی کردهاند. بازیگران اصلی فیلم مورگان فریمن، برد پیت، گوئینت پالترو، کوین اسپِیسی و آر. لی ارمی هستند. موسیقی هوارد شور و فیلمبرداری داریوس خوندجی است.
در شهری نامشخص...
او به اندازهٔ هر کسی که تا به حال دیدهام، درد و رنج را تجربه کرده است، کم یا زیاد، و همچنان جهنم در انتظارش است.
هشدار: لو دادن داستان
«Se7en» را دیوید فینچر کارگردانی و اندرو کوین واکر نویسندگی کردهاند. بازیگران اصلی فیلم مورگان فریمن، برد پیت، گوئینت پالترو، کوین اسپِیسی و آر. لی ارمی هستند. موسیقی هوارد شور و فیلمبرداری داریوس خوندجی است.
در شهری نامشخص در ایالات متحده، دو مأمور پلیس در پی یک قاتل زنجیرهای هستند که قربانیانش را بر اساس یکی از هفت گناه کبیره میکشد.
پس از تجربهٔ تلخ دخالت استودیو و واکنش منفی پیرامون اولین فیلم بلندش، Alien 3، دیوید فینچر سه سال صبر کرد تا پروژهای را بپذیرد که کنترل کامل بر آن داشته باشد. حاصل کار «Se7en» است: شاهکاری تاریک از وحشت پیوسته و خزنده که مهارت یک کارگردان کاملاً توانا را نشان میدهد. «Se7en» فقط یک فیلم نیست؛ تجربهای است که به حواس حمله میکند، تکانی به مغز میزند و مخاطب را در دلِ بخشهای تیرهٔ شهری بیمار غوطهور میسازد، شهری که همیشه باران میبارد و تاریکیاش پر از هراس است. این فیلم یک اسلشر بدوی نیست؛ این درسِ روانشناختیِ ناخوشایند است: ما تنها عواقب جنایات را میبینیم و گفتگوها ما را وادار میکنند به ژرفای خیال خود برویم تا خلاها را پر کنیم — جایی که نمیخواهیم برویم — و حس میکنید کارگردان با شادمانی دارد رشتههایمان را میکشد.
«اما همین هدف است. در هر گوشهٔ خیابان، در هر خانهای، گناهی مرگبار را میبینیم و آن را تحمل میکنیم. چون رایج و پیشپاافتاده است. صبح و ظهر و شب آن را تحمل میکنیم. اما دیگر نه. من الگو میگذارم. آنچه انجام دادهام، همیشه مورد کنجکاوی، مطالعه و پیروی قرار خواهد گرفت... برای همیشه.»
«Se7en» واقعاً یک فیلم ترسناکِ نهایی است؛ چه چیزی ترسناکتر از قاتل زنجیرهای که از پلیس باهوشتر است؟ علاوه بر این، دزدیدهشدگان — هرچند ناآگاه — بخشی از نقشهٔ استاد هستند. این قاتل تنها در اجرای جنایتهایش غیرقابلمتوقف نیست، بلکه، همانطور که کارآگاه خسته و در آستانهٔ بازنشستگیِ فریمن، سامرست، میگوید، روشمند و صبور است. پایان بدی در انتظار است؛ پلیسها این را میدانند و ما هم میدانیم، و آنگاه فینچر و واکر دستشان را درون ریشههای وجودمان میکنند و آخرین نشانهٔ ثبات را بیرون میکشند تا یکی از بزرگترین پایانهای سینمای مدرن را ارائه دهند — پایانی شایستهٔ هر نوآر، نئو-نوآر یا فیلم روانشناختی هوشمندانه. با هر بار تماشا، موجی از احساسات تاریک هنگام پخش معکوس تیتراژ پایانی برمیگردد: ویرانی و ناباوری، اندوه و شوک — سفر ما از جهنم زمینی تمام میشود، اما تنها از نظر فیزیکی.
بازیها بینقصاند، بیشک بهواسطهٔ هدایت مدیریتی دقیق؛ فیلمبرداری بهطرز درخشانی جلای غمانگیز یک جامعهٔ رو به زوال را «روشن» میکند و موسیقی هوارد شور از بلندگوها خزیده و همچون شبحی پلید بر تو چنبره میزند. «Se7en» شاهکاری از اضطراب و شرارت است که توسط یک کارگردان استاد بیرون رانده شده است. 10/10
Se7en با این تریلر رمزی و بسیار آزاردهنده، دیوید فینچر را به نامی شناختهشده تبدیل کرد. صحنههای جنایی آن چنان هولناکاند که اغلب در فهرست برترین فیلمهای ترسناک قرار میگیرد. و آن پایان — وای — یکی از بهترین پیچشها در تاریخ سینمای مدرن است.
من همیشه دربارهٔ فیلمهای موردعلاقهٔ زندگیام ننوشتهام و لیستی قطعی از برترینها ندارم؛ اما اگر قرار باشد چنین فهرستی بنویسم، تردیدی ندارم که «Se7en» در آن خواهد بود. این بازبینیِ یک کلاسیک است که سینما را تحت تأثیر قرار داد و مسیر حرفهای برجستهٔ دیوید فینچر را رقم زد. «Se7en» نخستینِ پنج فیلم فینچر است که این هفته خواهم دید.
اگرچه بارها این فیلم را دیدهام، راستش را بخواهید مدت طولانی بود که بعضی نکات مهم داستان و یکی از مؤلفههای کلیدی پایان را دقیق به یاد نداشتم، و این باعث شد «Se7en» بار دیگر برایم بهشکلی جذاب تازه شود. فیلمنامهٔ اندرو کوین واکر یکی از جذابترین و مرموزترین روایتهایی است که تاکنون دیدهام، حتی تا امروز. از ابتدا تا آخر، همواره روی لبهٔ صندلی (یا کاناپه)ام نشستهام، با اضطرابی شدید و تنشی مداوم. ناخن میجویدم، پا تکان میدادم، جایم را عوض میکردم... آنقدر مسحورکننده است که بیش از بیستوچهار ساعت پس از تماشا هنوز دربارهاش مینویسم.
یکی از جنبههای تحسینبرانگیز فیلم این است که فینچر میتواند بیننده را تنها با نشاندادن یک مرگ روی صفحه، کاملاً ناراحت کند. این فیلم بسیار تاریک، خونین و دلخراش است و پر از نمایش قربانیان وحشتناک، اما هرگز صحنهٔ قتل را بهطور مستقیم نمیبینیم. با یک عکس ساده یا خطی از دیالوگ، فینچر میگذارد تخیل بیننده کار را انجام دهد — و این بینهایت مؤثرتر از یک صحنهٔ قتل آشکار است. قاتل بر اساس «هفت گناه کبیره» الهام میگیرد و هر گناهکار را به شیوهای ابتکاری مجازات میکند، گناه را بر علیه گناهکار میگرداند.
مورد «چپاول» و «تنبلی» از نظر بصری خشونتآمیزند، اما جنایت مرتبط با «شهوت» است که ذهنم را تهدید میکند — و همین مورد نیز نسبتاً مبهمتر است و اجازه میدهد بینندهٔ با تخیل باز، عمل فجیع را تصویر کند. در سال 1995، فیلمی با این محیط محزون و داستان تاریک نمیتوانست همهپسند باشد و «Se7en» نقدهای منفی هم دریافت کرد که آن را مبهم، شوم، بیشازحد خشن دانستند و پایانش را غیرقابلقبول خواندند. اما با گذشت زمان موفق شد، هواداران بسیاری پیدا کرد و اکنون توسط خیلیها بهعنوان یکی از بزرگترین فیلمهای ساختهشده شناخته میشود. از بازیگران برجسته تا کار تحقیقاتی فوقالعادهٔ کارآگاهی، پردهٔ سوم بهعنوان یکی از شوکهکنندهترین پایانها برجسته میشود.
این بازبینی را بدون لو نگه میدارم چون نمیخواهم تماشاگرانی که هنوز فیلم را ندیدهاند از این شاهکار سینمایی محروم شوند. پایانِ فینچر در پردهٔ سوم بیعیب و نقص است. هر چیزی که در بیست دقیقهٔ پایانی روی صفحه میبینیم، کمال فیلمسازی است: از ساختن تعلیق تا آن لحظهٔ تکاندهندهٔ نهایی و افشاگریای که ذهن را میفشارد، نتیجهٔ «Se7en» یکی از خشنترین و تکاندهندهترین پایانها در تاریخ سینماست.
مِرگان فریمن و برد پیت شیمی فوقالعادهای دارند و دو شخصیت نمادین را بازی میکنند که از هم کاملاً متفاوتاند. سامرست، کارآگاهی قابل توجه با دقت فراوان، دانش و کنجکاوی است که فریمن آن را بیدردسر جان میبخشد. پیت نقش میلز را بازی میکند، تازهواردی کودکانه، بیتمرکز و کمتجربه که جایگزین کارآگاهِ بازنشسته شده است. با وجود ظاهراً نداشتن انضباط کاری، میلز باهوش، سرسخت در یافتن قاتل و مشتاقِ اثبات خود است. پیت نیز همچون فریمن این نقش را بینقص ایفا میکند.
از لحاظ فنی چه بگویم؟ از موسیقی آزاردهندهٔ هوارد شور تا فیلمبرداری شبهمستندِ داریوس خوندجی که فضایی بسیار واقعی میآفریند، طراحی تولید فیلم برجسته است. فینچر میخواست شهری کثیف، بارانی و افسرده تا حد امکان واقعی به نظر برسد. دیالوگهای آغازین به تلخی و ناامیدی شهر اشاره دارند، اما حتی بدون آنها نیز هر بینندهای فقدان رنگ، شادی و زندگی را در این مکان ناشناس احساس خواهد کرد. تکنیکهای فیلمسازی فینچر در اوج شکوفایی نشان داده میشود، و این تازه آغاز کار او بود.
امروزه ساخت فیلمی مثل «Se7en» تقریباً ناممکن است. در زمانی که تبلیغات فیلم باید همهچیز را به نمایش بگذارد، پنهانکردن یکی از بازیگران اصلی از تبلیغات و تور مطبوعاتی امکانپذیر نیست. امروز تریلرها گاهی بیش از حد چیزها را لو میدهند. پایان فیلم در ابتدا توسط پیت و فینچر تحمیل شد چون استودیو میخواست نتیجهای متداولتر باشد. هرچند سازندگان فیلم امروز آزادی بیشتری دارند، باز هم مواردی هست که تهیهکنندگان اجرایی بدون رضایت کارگردان اثر را تغییر میدهند. «Se7en» فیلمی بود که در زمانی به دنیا آمد که شاید هرگز نباید منتشر میشد — خوشبختانه منتشر شد.
«Se7en» شاید بهترین فیلم دوم کارگردان در تاریخ سینما باشد و بیتردید یکی از فیلمهای موردعلاقهام است. فیلمِ کلاسیک دیوید فینچر دارای یکی از جذابترین فیلمنامههایی است که دیدهام: داستانی بسیار تاریک، غمانگیز، خشونتآمیز و خونین که با یکی از تکاندهندهترین پایانهای احساسی تاریخ سینما خاتمه مییابد. فقدان صحنههای قتل روی صفحه هم از نظر تعجبآورترین و هم از نظر تأثیرگذاری قدرتمندترین عنصر فیلم است، چون وظیفهٔ تصویر جنایتها را به تخیل بیننده میسپارد. مورگان فریمن و برد پیت در نقش کارآگاهانی نمادین فوقالعادهاند و اجراهایی درخشان ارائه میکنند. سبک فیلمسازی شاخص فینچر از اینجا آغاز شد؛ هر جنبهٔ فنی به واقعگرایی فیلم کمک میکند. از فیلمبرداری مستندگونه تا موسیقی مرموز، طراحی تولید اصیل لحن افسرده، جو تاریک و شهری بارانی، بیرنگ و بیروح را رقم میزند. در مجموع، این یک اثر فنی بینقص است. یکی از بزرگترین فیلمهای ساختهشده... نمیتوانم آن را بیشتر توصیه کنم.
خلاصهٔ انتقادی دیگر: قتلهای خلاقانه و جوی مناسب نتوانستند نیهیلیسم پوچ و بیعمق فیلم، داستان نسبتاً سرگردان و پیچشی که چندان منطقی نیست، و تا حدی زنستیزی آزاردهنده را پنهان کنند. اساساً چند اجرای استادانه هم نمیتواند از تبدیلشدن فیلم به یک قسمت طولانی و خشونتآمیزِ بد از سریالهای حقوقی جلوگیری کند. سکانس عنوان با الهام از براکهیج بهتر از خودِ فیلم است. ترکیب پراکندهٔ ارجاعات بیزمینه به ادبیات کلاسیک هم فیلم را باهوشتر نکرده است. فیلم بهطرز بدی پیر شده است.
مورگان فریمن در نقش کارآگاه باتجربهٔ سامرست است که همراه با تازهعروس و تازهکار، میلز (برد پیت)، مأمور بررسی یکی از مرگبارترین صحنههای قتل تاریخ سینما میشوند. مردی را با خوراندن مقادیر زیادی لوبیا تا حدی که عملاً بترکد، به قتل رساندهاند! تکهای از کفپوش آشپزخانه که کنده شده نشان میدهد یخچال اخیراً جابهجا شده و پشت آن سرنخی پیدا میشود — سرنخی که نشان میدهد این مرد مرتکب یکی از گناهان کبیره (چپاول) شده و منطقی است که تصور کنیم شش قتلِ دیگرِ به همان اندازه زشت ممکن است رخ دهد. وقتی کارآگاهان شروع به بررسی میکنند، باید سریع یاد بگیرند که علیرغم رویکردهای متفاوتشان همکاری کنند تا شواهد را کنار هم بگذارند. بدتر اینکه آنها مشکوک میشوند که خودشان جزئی از نقشهٔ استعاریِ قاتلاند: هر چه جلو میروند نزدیکتر میشوند اما همیشه کمی دیر میرسند، و این ابزار خودخواندهٔ الهی با هر قتل فجیعتر به کار گرفته میشود. دیوید فینچر به هر دو بازیگر اجازه میدهد این معما را به شکلی جذاب پیش ببرند، با دیالوگهای کم اما قدرتمند و ریتمی تقریباً بینقص که ما را تا دانستن آنچه آخر باید رخ دهد به جلو میکشاند — اما هرگز نمیتوانیم انتظار داشته باشیم ضربهٔ نهایی چگونه اعمال شود. این یکی از آن درامهای جنایی برتر است که هر بار تماشا بیشتر به فکر میاندازد. واقعاً خوب است.
«Se7en» تریلری اتمسفریک است که بهخوبی به گوشههای تاریک طبیعت انسان میپردازد و همزمان با روایت جذابش شما را در لبهٔ صندلی نگه میدارد. مورگان فریمن و برد پیت با اجراهایی متضاد اما مکمل نقشآفرینی میکنند: فریمن بهعنوان کارآگاهی خسته از دنیا و پیت بهعنوان تازهکار تکانشی. شیمی آنها به داستان عمق میبخشد و واقعگرایی را حفظ میکند حتی وقتی طرح به زشتی میپردازد. ریتم فیلم حسابشده است و اجازه میدهد تنش به تدریج شعلهور شود تا صحنههای کوبندهای ایجاد شود که مدتها پس از پایان فیلم در ذهن میمانند.
لحن بصری فیلم خودِ یک شاهکار است: چشمانداز بارانی و خاکستری شهر فضای سنگین را تقویت میکند. کارگردانی فینچر دقیق است و با نورپردازی، سایهها و موسیقی هولناک شما را به هر صحنه میکشد. حضور کنترلشده و مرگبار کوین اسپِیسی در پردهٔ سوم، سطح فیلم را بالاتر میبرد و شما را وادار به بازاندیشی در باب اخلاق و عدالت میکند — موضوعاتی که بسیاری از فیلمها جرأت طرحشان را ندارند. همهٔ جزئیات هدفمند به نظر میرسند، از صحنههای ناخوشایند جنایی تا پرداخت شخصیتها.
اگر از تریلرهای تاریک و تأملبرانگیز خوشتان میآید، «Se7en» واجبالتماشا است. این فیلم فقط داستانِ شکار یک قاتل نیست؛ کاوشی است در کاستیهای بشر و پیامدهای وسواس.
فیلم خوب است؛ چند نکتهٔ جالب دارد. برد پیت وقتی فیلمنامه را خواند، قراردادی داشت که اجازه تغییر پایان را ندهند، چون قبلاً چنین تجربهای برایش پیش آمده بود. در نهایت هم تغییراتی پیشنهاد شد — «خیلی تیره است» میگفتند — اما پایان همانطور که خواسته شده بود ماند. به هر حال، فیلم بهاندازهای خوب است که وقت را پر کند و احتمالاً از دیدن آن پشیمان نخواهید شد. شاید.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران